bluffer

[ایالات متحده]/[ˈblʌfə]/
[بریتانیا]/[ˈblʌfər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که وانمود می‌کند بیشتر از آنچه می‌داند می‌داند؛ فردی که خودستایی یا اغراق می‌کند؛ فردی که در بازی‌ها، به خصوص بازی‌های کارتی، از تهدید استفاده می‌کند.
v. وانمود کردن به دانستن یا داشتن چیزی؛ فریب دادن با وانمود کردن؛ استفاده از تهدید در یک بازی.
adj. مربوط به یا ویژگی یک تهدید کننده.
Word Forms
جمعbluffers

عبارات و ترکیب‌ها

a bluffer

یک فریبکار

big bluffer

فریبکار بزرگ

bluffer's game

بازی فریبکار

being a bluffer

فریبکاری کردن

call a bluffer

فریبکار را رسوا کردن

exposed bluffer

فریبکار رسوا شده

outright bluffer

فریبکار آشکار

sham bluffer

فریبکار دروغگو

the bluffer

فریبکار

was a bluffer

یک فریبکار بود

جملات نمونه

he was a notorious bluffer, always exaggerating his accomplishments.

او یک فریبکار مشهور بود که همیشه دستاوردهای خود را اغراق می‌کرد.

don't be a bluffer; be honest about your skills and experience.

فریبکار نباشید؛ در مورد مهارت‌ها و تجربیات خود صادق باشید.

the poker player was a skilled bluffer, deceiving his opponents with ease.

بازیکن پوکر یک فریبکار ماهر بود که با سهولت حریفان خود را فریب می‌داد.

she called his bluff, exposing him as a complete bluffer.

او ادعای او را رد کرد و او را به عنوان یک فریبکار آشکار کرد.

he tried to bluffer his way through the presentation, but failed miserably.

او سعی کرد با فریب از پس ارائه مطلب برآید، اما به طرز غم انگیزی شکست خورد.

the politician was a seasoned bluffer, skilled in manipulating public opinion.

سیاستمدار یک فریبکار با تجربه بود که در دستکاری افکار عمومی مهارت داشت.

i could see right through him; he was a classic bluffer.

من می‌توانستم کاملاً از درون او عبور کنم؛ او یک فریبکار کلاسیک بود.

stop being such a bluffer and just tell me what happened.

دیگر اینقدر فریبکار نباشید و فقط به من بگویید چه اتفاقی افتاد.

he's a terrible bluffer, and everyone knows it.

او یک فریبکار وحشتناک است و همه می‌دانند.

the company's claims were a bluffer, designed to attract investors.

ادعاهای شرکت یک فریب بود که برای جذب سرمایه گذاران طراحی شده بود.

she didn't fall for his bluffer about knowing the answer.

او به فریب او در مورد دانستن پاسخ وقعی نگذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید