bode

[ایالات متحده]/bəʊd/
[بریتانیا]/boʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. پیشگویی کردن; پیش بینی کردن
adj. شوم
n. نشانه; علامت; پیش بینی; پیش بینی آب و هوا
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbodes
قسمت سوم فعلboded
صفت یا فعل حال استمراریboding
جمعbodes
زمان گذشتهboded

عبارات و ترکیب‌ها

bode well

خوب بود

bode ill

بد بود

boding of trouble

پیش‌نمایش مشکل

جملات نمونه

The dark clouds bode a storm.

ابرهای تیره نشان‌دهنده یک طوفان هستند.

His sudden silence bodes trouble.

سکوت ناگهانی او حاکی از مشکلات است.

The positive feedback bodes well for our project.

بازخورد مثبت برای پروژه ما بسیار خوب است.

The strong sales figures bode success for the company.

آمار فروش قوی نشان‌دهنده موفقیت شرکت است.

Her lack of enthusiasm bodes poorly for the team.

بی‌علاقگی او برای تیم نامناسب است.

The early signs bode a harsh winter.

علائم اولیه نشان‌دهنده یک زمستان سخت است.

His confident attitude bodes well for the upcoming competition.

اعتماد به نفس او برای مسابقه آینده بسیار خوب است.

The mysterious note bodes intrigue.

یادداشت مرموز نشان‌دهنده کنجکاوی است.

The unexpected turn of events bodes uncertainty.

برگشت غیرمنتظره رویدادها نشان‌دهنده عدم اطمینان است.

The peaceful atmosphere bodes a harmonious relationship.

فضای آرام نشان‌دهنده یک رابطه هماهنگ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید