browbeater

[ایالات متحده]/[ˈbraʊˌbiːtə]/
[بریتانیا]/[ˈbraʊˌbiːtər]/

ترجمه

v. ترساندن یا آزار دادن کسی، به ویژه با سرزبونی لفظی.
n. کسی که کسی را ترساند یا آزار می‌دهد، به ویژه با سرزبونی لفظی؛ کسی که از تهدید یا ترساندن برای دستیابی به چیزی استفاده می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

a browbeater

کسی که خود را با دیگران می‌گذارد

avoid a browbeater

از کسی که خود را با دیگران می‌گذارد دوری کن

professional browbeater

کسی که حرف زدن را حرفی کرده است

browbeater's game

بازی کسی که خود را با دیگران می‌گذارد

stop being a browbeater

دیگر کسی که خود را با دیگران می‌گذارد نباش

detect a browbeater

کسی که خود را با دیگران می‌گذارد را تشخیص بده

call out a browbeater

کسی که خود را با دیگران می‌گذارد را بیاورد

جملات نمونه

the manager was a notorious browbeater, intimidating everyone in the office.

مدیر یک فشارگذار شناخته شده بود که همه در دفتر را ترساند.

don't let that browbeater bully you into doing something you don't want to.

به این فشارگذار اجازه ندهید شما را به کاری که نمی‌خواهید وادار کند.

she stood up to the browbeater and refused to back down from her position.

او در برابر فشارگذار ایستاد و از موضع خود پشیمان نشد.

he was known as a browbeater who used fear to get his way.

او به عنوان یک فشارگذار شناخته می‌شد که از ترس برای دستیابی به هدف خود استفاده می‌کرد.

the browbeater's tactics eventually alienated him from his colleagues.

روش‌های فشارگذار در نهایت او را از همکاران خود دور کرد.

we need to find a way to deal with the browbeater on the team.

ما باید راهی برای کار کردن با فشارگذار در تیم پیدا کنیم.

the browbeater tried to intimidate the witness during the trial.

فشارگذار در طول محاکمه سعی کرد شاهد را ترساند.

she was tired of being a target for the browbeater's verbal abuse.

او خسته شده بود که هدف از سرزنش‌های لفظی فشارگذار باشد.

the new supervisor warned against becoming a browbeater like the previous one.

مجری جدید هشدار داد که نباید مانند مجری قبلی یک فشارگذار شوید.

he skillfully avoided becoming a browbeater, preferring to lead by example.

او به خوبی از شدن یک فشارگذار پرهیز کرد و بهتر است با نمونه‌گذاری رهبری کند.

the browbeater's constant criticism created a hostile work environment.

انتقاد مداوم فشارگذار محیط کار دشمنانه‌ای ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید