bur machine
ماشین بور
dental bur
بور دندان
remove burr
حذف بر
bur cutting
برش بور
bur tool
ابزار بور
detach a check from the checkbook; detach burs from one's coat.
جدا کردن چک از دفترچه چک؛ جدا کردن دمکها از روی بارانی
He picked off the burs that had stuck to his overcoat.
او دمکهایی را که به بارانیاش چسبیده بودند، جدا کرد.
Our experimental evidence indicates that subjects do vote instrumentally, bur instrumental voting may lot fully explain voter turnouts in some real elections.
شواهد تجربی ما نشان میدهد که افراد به صورت ابزاری رای میدهند، اما رایگیری ابزاری ممکن است به طور کامل عدم حضور رایدهندگان در برخی از انتخابات واقعی را توضیح ندهد.
bur machine
ماشین بور
dental bur
بور دندان
remove burr
حذف بر
bur cutting
برش بور
bur tool
ابزار بور
detach a check from the checkbook; detach burs from one's coat.
جدا کردن چک از دفترچه چک؛ جدا کردن دمکها از روی بارانی
He picked off the burs that had stuck to his overcoat.
او دمکهایی را که به بارانیاش چسبیده بودند، جدا کرد.
Our experimental evidence indicates that subjects do vote instrumentally, bur instrumental voting may lot fully explain voter turnouts in some real elections.
شواهد تجربی ما نشان میدهد که افراد به صورت ابزاری رای میدهند، اما رایگیری ابزاری ممکن است به طور کامل عدم حضور رایدهندگان در برخی از انتخابات واقعی را توضیح ندهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید