bur

[ایالات متحده]/bə:/
[بریتانیا]/bɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خار; یک پوسته یا غلاف خاردار
vt. برای برداشتن غلاف های خاردار

عبارات و ترکیب‌ها

bur machine

ماشین بور

dental bur

بور دندان

remove burr

حذف بر

bur cutting

برش بور

bur tool

ابزار بور

جملات نمونه

detach a check from the checkbook; detach burs from one's coat.

جدا کردن چک از دفترچه چک؛ جدا کردن دمک‌ها از روی بارانی

He picked off the burs that had stuck to his overcoat.

او دمک‌هایی را که به بارانی‌اش چسبیده بودند، جدا کرد.

Our experimental evidence indicates that subjects do vote instrumentally, bur instrumental voting may lot fully explain voter turnouts in some real elections.

شواهد تجربی ما نشان می‌دهد که افراد به صورت ابزاری رای می‌دهند، اما رای‌گیری ابزاری ممکن است به طور کامل عدم حضور رای‌دهندگان در برخی از انتخابات واقعی را توضیح ندهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید