bustler

[ایالات متحده]/ˈbʌslə/
[بریتانیا]/ˈbʌslər/

ترجمه

n. شخصی که با شتاب و عجله کار می‌کند؛ کسی که انرژیک، فعال و مشغول است
شکل‌های واژه
جمعbustlers

جملات نمونه

the energetic bustler rushed through the market, checking every stall for fresh produce.

بازیگر پرพล انرژی از بازار عبور کرد و هر فروشگاه را برای محصولات تازه بررسی کرد.

she was a tireless bustler in the kitchen, preparing meals for the entire neighborhood.

او در آشپزخانه یک بازیگر پرพล و بدون خستگی بود و غذاهایی را برای تمامی محله آماده می‌کرد.

the old market bustler knew every customer by name and their preferred items.

بازیگر قدیمی بازار نام هر مشتری و محصولات مورد علاقه‌ی آن‌ها را می‌دانست.

a young bustler arrived early at the port, ready to unload the incoming shipment.

یک بازیگر جوان به زودی در بندر حضور یافت و آماده بود کالای وارد شده را بار کند.

the constant bustler never seemed to rest, always finding another task to complete.

بازیگر دائمی هرگز به استراحت نمی‌پرداخت و همیشه کار دیگری را برای انجام پیدا می‌کرد.

our dedicated bustler volunteers ensure the community center runs smoothly every weekend.

داوطلبان بازیگر ما مطمئن می‌شوند که مرکز اجتماعی هر هفته به خوبی کار کند.

the restaurant owner praised his morning bustler for opening the establishment on time.

مالک رستوران از بازیگر صبح‌هایش به خاطر باز کردن موسسه در زمان مشخص تقدیر کرد.

a relentless bustler at the construction site finished the foundation ahead of schedule.

یک بازیگر بدون استراحت در محل ساخت و ساز زودتر از زمان تعیین شده پایه‌ریزی را تمام کرد.

the enthusiastic bustler organized the charity event with impressive efficiency.

بازیگر شغف‌زده رویداد خیریه را با کارایی بسیار خوبی سازماندهی کرد.

market bustlers gathered before dawn to set up their stalls for the day.

بازیگران بازار قبل از رویزش جمع شدند تا فروشگاه‌های خود را برای روز آماده کنند.

the busy bustler balanced multiple responsibilities at work and home effortlessly.

بازیگر مشغول به راحتی مسئولیت‌های متعددی در کار و خانه را تعادل می‌دهد.

a cheerful bustler greeted every customer with a warm smile and helpful attitude.

یک بازیگر خوش‌گو با لبخند گرم و رفتار کمک‌کننده به هر مشتری سلام می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید