caging animals
زندانی کردن حیوانات
caging birds
زندانی کردن پرندگان
caging thoughts
زندانی کردن افکار
caging emotions
زندانی کردن احساسات
caging freedom
زندانی کردن آزادی
caging ideas
زندانی کردن ایدهها
caging instincts
زندانی کردن غرایز
caging creativity
زندانی کردن خلاقیت
caging potential
زندانی کردن پتانسیل
caging spirits
زندانی کردن ارواح
she is caging the birds to protect them from predators.
او برای محافظت از آنها در برابر شکارچیان، پرندگان را در قفس قرار میدهد.
they are caging the stray cats until they find a home for them.
آنها گربههای ولگرد را تا زمانی که برای آنها خانهای پیدا کنند، در قفس قرار میدهند.
caging wild animals is often controversial among conservationists.
قفس کردن حیوانات وحشی اغلب در بین حامیان محیط زیست بحث برانگیز است.
the zookeeper is caging the new arrivals in separate enclosures.
نگهبان حیات وحش، تازهواردها را در محفظههای جداگانه در قفس قرار میدهد.
caging can lead to stress and anxiety in animals.
قفس کردن میتواند منجر به استرس و اضطراب در حیوانات شود.
he is caging his emotions to avoid confrontation.
او احساسات خود را برای جلوگیری از رویارویی در قفس میکند.
they are caging the butterflies for a science project.
آنها برای یک پروژه علمی، پروانهها را در قفس قرار میدهند.
caging ideas can stifle creativity in a team.
قفس کردن ایدهها میتواند خلاقیت را در یک تیم خفه کند.
she feels like caging her thoughts is necessary for peace.
او احساس میکند که قفس کردن افکارش برای آرامش ضروری است.
caging the dog during the storm keeps it calm.
قفس کردن سگ در طول طوفان آن را آرام نگه میدارد.
caging animals
زندانی کردن حیوانات
caging birds
زندانی کردن پرندگان
caging thoughts
زندانی کردن افکار
caging emotions
زندانی کردن احساسات
caging freedom
زندانی کردن آزادی
caging ideas
زندانی کردن ایدهها
caging instincts
زندانی کردن غرایز
caging creativity
زندانی کردن خلاقیت
caging potential
زندانی کردن پتانسیل
caging spirits
زندانی کردن ارواح
she is caging the birds to protect them from predators.
او برای محافظت از آنها در برابر شکارچیان، پرندگان را در قفس قرار میدهد.
they are caging the stray cats until they find a home for them.
آنها گربههای ولگرد را تا زمانی که برای آنها خانهای پیدا کنند، در قفس قرار میدهند.
caging wild animals is often controversial among conservationists.
قفس کردن حیوانات وحشی اغلب در بین حامیان محیط زیست بحث برانگیز است.
the zookeeper is caging the new arrivals in separate enclosures.
نگهبان حیات وحش، تازهواردها را در محفظههای جداگانه در قفس قرار میدهد.
caging can lead to stress and anxiety in animals.
قفس کردن میتواند منجر به استرس و اضطراب در حیوانات شود.
he is caging his emotions to avoid confrontation.
او احساسات خود را برای جلوگیری از رویارویی در قفس میکند.
they are caging the butterflies for a science project.
آنها برای یک پروژه علمی، پروانهها را در قفس قرار میدهند.
caging ideas can stifle creativity in a team.
قفس کردن ایدهها میتواند خلاقیت را در یک تیم خفه کند.
she feels like caging her thoughts is necessary for peace.
او احساس میکند که قفس کردن افکارش برای آرامش ضروری است.
caging the dog during the storm keeps it calm.
قفس کردن سگ در طول طوفان آن را آرام نگه میدارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید