cime

[ایالات متحده]//siːm//
[بریتانیا]//siːm//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چوپان؛ قله (در نام‌های مکان‌های فرانسوی استفاده می‌شود)
شکل‌های واژه
جمعcimes

جملات نمونه

the crime rate in the city has decreased significantly this year.

نرخ جرائم در شهر این سال به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

police are investigating the crime scene for fingerprints.

پلیس در محل جرم به دنبال اثر انگشت‌ها می‌گردد.

he was sentenced to prison for committing a serious crime.

او به دلیل ارتکاب یک جرم جدی به حبس محکوم شد.

the government launched new programs to prevent crime in urban areas.

دولت برنامه‌های جدیدی را برای جلوگیری از جرائم در مناطق شهری راه اندازی کرد.

organized crime groups pose a major threat to national security.

گروه‌های جرائم سازمان‌یافته تهدیدی جدی برای امنیت ملی به وجود می‌آورند.

cybercrime has become one of the fastest-growing criminal activities.

جرم اینترنتی یکی از سریع‌ترین فعالیت‌های جرمی شده است.

the crime statistics for last quarter show a concerning trend.

آمار جرائم برای فصل گذشته یک روند نگران‌کننده را نشان می‌دهد.

she works as a crime reporter for a major newspaper.

او به عنوان یک گزارشگر جرائم در یک روزنامه بزرگ کار می‌کند.

the witness provided crucial evidence that solved the crime.

گواه شواهد حیاتی ارائه داد که جرم را حل کرد.

petty crime often increases during periods of economic hardship.

جرم‌های کوچک اغلب در دوره‌های سختی اقتصادی افزایش می‌یابد.

the crime wave has alarmed residents throughout the neighborhood.

موج جرائم تمام ساکنین منطقه را نگران کرده است.

detective novels are a popular genre of crime fiction.

کتاب‌های ادبیات جرائم از جنس ادبیات انتقادی یک ژانر محبوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید