clonk

[ایالات متحده]/klɒŋk/
[بریتانیا]/klɑŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای تیز و ناگهانی
v. صدای تیز ایجاد کردن
Word Forms
جمعclonks

عبارات و ترکیب‌ها

clonk sound

صدای کلونگ

clonk out

کلونگ بیرون

clonk noise

صدای کلونگ

clonk it

آن را کلونگ کنید

clonk away

کلونگ دور

clonk back

کلونگ دوباره

clonk down

کلونگ پایین

clonk together

کلونگ با هم

clonk head

کلونگ سر

clonk hard

کلونگ سخت

جملات نمونه

the hammer made a loud clonk as it hit the nail.

چکش با برخورد به میخ، صدای بلندی داد.

she heard a clonk and turned to see what had fallen.

او صدای کلونگ را شنید و چرخید تا ببیند چه افتاده است.

he dropped the box, and it landed with a clonk.

او جعبه را انداخت و با صدای کلونگ روی زمین افتاد.

the old car made a clonk when starting up.

خودروی قدیمی هنگام روشن شدن، صدای کلونگ می‌داد.

she clonked her head against the door frame.

سرش به قاب در برخورد کرد.

there was a clonk as the ball hit the wall.

با برخورد توپ به دیوار، صدای کلونگ به گوش رسید.

the clonk of the metal against the floor echoed in the room.

صدای کلونگ فلز روی زمین در اتاق طنین‌انداز شد.

he clonked the pot down on the table.

او قابلمه را با صدای کلونگ روی میز گذاشت.

with a loud clonk, the lid fell off the container.

با صدای کلونگ بلند، درب ظرف از آن جدا شد.

the child clonked the toy against the floor repeatedly.

کودک بارها اسباب‌بازی را به زمین می‌زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید