his cocksureness
خودخواهی او
her cocksureness
خودخواهی او
excessive cocksureness
خودخواهی بیش از حد
cocksureness about
خودخواهی در مورد
cocksureness in
خودخواهی در
display cocksureness
نمایش خودخواهی
arrogant cocksureness
خودخواهی کثیف
blind cocksureness
خودخواهی کور
utter cocksureness
خودخواهی کامل
his cocksureness about winning the championship was evident in every interview.
اطمینان او در مورد پیروزی در جام در هر گفتگو واضح بود.
the young entrepreneur's cocksureness impressed investors but worried his partners.
اطمینان کارآفرین جوان تأثیرگذار بر سرمایه گذاران بود اما همکارانش را نگران کرد.
she spoke with such cocksureness that everyone believed her plan would succeed.
او با این اندازه اطمینان صحبت کرد که هر کس باور داشت برنامه او موفق خواهد شد.
his cocksureness in negotiations often masked his underlying insecurity.
اطمینان او در مذاکرات معمولاً ناامنی پایه ای او را پوشانده بود.
the team's cocksureness after three consecutive wins was well-deserved.
اطمینان تیم پس از سه پیروزی متوالی به طور منصفانه بود.
i was surprised by his cocksureness given how little experience he had.
من از اطمینان او شگفت زده شدم با توجه به اینکه چه اندازه تجربه کمی داشت.
her cocksureness came from years of successful performances on stage.
اطمینان او از سال ها اجرای موفق روی صحنه آمده بود.
his cocksureness about the future seemed almost delusional.
اطمینان او در مورد آینده تقریباً به معنای خیالی بود.
the cocksureness of youth can be both inspiring and dangerous.
اطمینان جوانی می تواند هم الهام بخش و هم خطرناک باشد.
despite his cocksureness, he listened carefully to expert advice.
با وجود اطمینان او، او با دقت به نصیحت کارشناسان گوش داد.
too much cocksureness can lead to costly mistakes in business.
بسیاری از اطمینان می تواند به خطاها گران قیمت در کسب و کار منجر شود.
his cocksureness in the meeting alienated some of his colleagues.
اطمینان او در جلسه برخی از همکارانش را دور می کرد.
his cocksureness
خودخواهی او
her cocksureness
خودخواهی او
excessive cocksureness
خودخواهی بیش از حد
cocksureness about
خودخواهی در مورد
cocksureness in
خودخواهی در
display cocksureness
نمایش خودخواهی
arrogant cocksureness
خودخواهی کثیف
blind cocksureness
خودخواهی کور
utter cocksureness
خودخواهی کامل
his cocksureness about winning the championship was evident in every interview.
اطمینان او در مورد پیروزی در جام در هر گفتگو واضح بود.
the young entrepreneur's cocksureness impressed investors but worried his partners.
اطمینان کارآفرین جوان تأثیرگذار بر سرمایه گذاران بود اما همکارانش را نگران کرد.
she spoke with such cocksureness that everyone believed her plan would succeed.
او با این اندازه اطمینان صحبت کرد که هر کس باور داشت برنامه او موفق خواهد شد.
his cocksureness in negotiations often masked his underlying insecurity.
اطمینان او در مذاکرات معمولاً ناامنی پایه ای او را پوشانده بود.
the team's cocksureness after three consecutive wins was well-deserved.
اطمینان تیم پس از سه پیروزی متوالی به طور منصفانه بود.
i was surprised by his cocksureness given how little experience he had.
من از اطمینان او شگفت زده شدم با توجه به اینکه چه اندازه تجربه کمی داشت.
her cocksureness came from years of successful performances on stage.
اطمینان او از سال ها اجرای موفق روی صحنه آمده بود.
his cocksureness about the future seemed almost delusional.
اطمینان او در مورد آینده تقریباً به معنای خیالی بود.
the cocksureness of youth can be both inspiring and dangerous.
اطمینان جوانی می تواند هم الهام بخش و هم خطرناک باشد.
despite his cocksureness, he listened carefully to expert advice.
با وجود اطمینان او، او با دقت به نصیحت کارشناسان گوش داد.
too much cocksureness can lead to costly mistakes in business.
بسیاری از اطمینان می تواند به خطاها گران قیمت در کسب و کار منجر شود.
his cocksureness in the meeting alienated some of his colleagues.
اطمینان او در جلسه برخی از همکارانش را دور می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید