commutate

[ایالات متحده]/ˈkɒmjʊteɪt/
[بریتانیا]/ˈkɑːmjuˌteɪt/

ترجمه

vi. تغییر جهت جریان یا جریان
Word Forms
شکل سوم شخص مفردcommutates
صفت یا فعل حال استمراریcommutating
زمان گذشتهcommutated
قسمت سوم فعلcommutated

عبارات و ترکیب‌ها

commutate circuit

تعویض مدار

commutate power

تعویض توان

commutate signal

تعویض سیگنال

commutate voltage

تعویض ولتاژ

commutate phase

تعویض فاز

commutate frequency

تعویض فرکانس

commutate current

تعویض جریان

commutate system

تعویض سیستم

commutate device

تعویض دستگاه

commutate method

تعویض روش

جملات نمونه

we need to commutate the power supply for better efficiency.

ما نیاز به تعویض منبع تغذیه برای افزایش بهره‌وری داریم.

the technician will commutate the circuit to ensure safety.

تکنسین مدار را برای اطمینان از ایمنی تعویض خواهد کرد.

to optimize performance, we must commutate the signals frequently.

برای بهینه‌سازی عملکرد، ما باید سیگنال‌ها را به طور مکرر تعویض کنیم.

they plan to commutate the traffic lights to reduce congestion.

آنها قصد دارند چراغ‌های ترافیک را برای کاهش تراکم تعویض کنند.

the engineer explained how to commutate the system effectively.

مهندس توضیح داد که چگونه سیستم را به طور مؤثر تعویض کنیم.

to improve the device, we should commutate its components.

برای بهبود دستگاه، باید اجزای آن را تعویض کنیم.

he learned to commutate the data streams for better analysis.

او یاد گرفت که جریان‌های داده را برای تجزیه و تحلیل بهتر تعویض کند.

it’s essential to commutate the connections regularly.

تعویض منظم اتصالات ضروری است.

we will commutate the settings to achieve optimal results.

ما تنظیمات را برای دستیابی به نتایج مطلوب تعویض خواهیم کرد.

to enhance functionality, it's important to commutate the software.

برای افزایش قابلیت‌ها، تعویض نرم‌افزار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید