compess

[ایالات متحده]/ˈkʌmpəs/
[بریتانیا]/ˈkʌmpəs/

ترجمه

n. دستگاهی که برای تعیین جهت استفاده می‌شود، معمولاً یک نیروی مغناطیسی که با میدان مغناطیسی زمین هم‌راستا است
v. احاطه کردن یا دور زدن؛ دربرگیرد؛ ارائه دادن: compass، شخص سوم مفرد: compasses، گذشته: compassed، حالت کنونی فاعلی: compassing، حالت گذشته فاعلی: compassed
شکل‌های واژه
جمعcompesses

جملات نمونه

we need to compress the files before sending them.

ما باید فایل‌ها را قبل از ارسال فشرده کنیم.

the doctor used a cold compress to reduce the swelling.

دکتر از یک فشرده سرد برای کاهش набряک استفاده کرد.

engineers compress air to power pneumatic tools.

مهندسان هوا را فشرده می‌کنند تا ابزارهای پنوماتیک را به کار بگیرند.

you can compress the video to reduce its file size.

شما می‌توانید ویدیو را فشرده کنید تا اندازه فایل آن کاهش یابد.

the soil will compress under the weight of the foundation.

خاک تحت وزن بنای فشار خواهد آمد.

time seemed to compress during the frantic emergency.

زمان در حین فراگیر بحران به نظر می‌رسید فشرده می‌شود.

use a warm compress to relieve muscle tension.

از یک فشرده گرم برای کاهش تنش عضلانی استفاده کنید.

this utility allows users to compress data automatically.

این ابزار به کاربران اجازه می‌دهد داده‌ها را به طور خودکار فشرده کنند.

the machine compresses the garbage into dense blocks.

ماشین زباله را به بلوک‌های چگال فشرده می‌کند.

he tried to compress his lengthy speech into five minutes.

او سعی کرد سخنرانی طولانی‌اش را به پنج دقیقه فشرده کند.

springs compress when a heavy load is applied.

فیلترها زمانی فشرده می‌شوند که بار سنگینی اعمال می‌شود.

they use a hydraulic press to compress the metal scraps.

آن‌ها از یک فشار هیدرولیک برای فشرده کردن باقی‌مانده فلز استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید