complot

[ایالات متحده]/ˈkɒmplɒt/
[بریتانیا]/ˈkɑmplɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک توطئه یا طرح مخفی شرکت کردن
vi. به طور مخفیانه توطئه یا نقشه کشیدن
vt. یک طرح یا توطئه را طراحی کردن
n. یک طرح یا نقشه مخفی برای دستیابی به یک هدف، که اغلب غیرقانونی یا مضر است
Word Forms
شکل سوم شخص مفردcomplots
صفت یا فعل حال استمراریcomplotting
زمان گذشتهcomplotted
قسمت سوم فعلcomplotted

عبارات و ترکیب‌ها

conspiracy complot

توطئه دسیسه

political complot

توطئه سیاسی

secret complot

توطئه مخفی

evil complot

توطئه شیطانی

criminal complot

توطئه جنایی

global complot

توطئه جهانی

hidden complot

توطئه پنهان

dangerous complot

توطئه خطرناک

unfolding complot

توطئه در حال آشکار شدن

failed complot

توطئه شکست خورده

جملات نمونه

they hatched a complot against the government.

آنها طرحی علیه دولت طراحی کردند.

the complot was discovered before it could be executed.

طرح قبل از اینکه بتوان آن را اجرا کرد کشف شد.

she was accused of being involved in the complot.

از او به اتهام دست داشتن در طرح متهم شدند.

the detective uncovered the complot after weeks of investigation.

مامور پلیس پس از هفته‌ها تحقیق طرح را کشف کرد.

he was the mastermind behind the complot.

او مغز متفکر پشت طرح بود.

the complot involved several key players.

طرح شامل چندین بازیگر کلیدی بود.

rumors of a complot spread quickly among the townsfolk.

شایعات مربوط به طرح به سرعت در بین مردم شهر پخش شد.

the complot was meant to destabilize the region.

طرح برای بی‌ثبات کردن منطقه طراحی شده بود.

they gathered evidence to prove the complot existed.

آنها مدارک جمع آوری کردند تا ثابت کنند که طرح وجود دارد.

the complot was foiled by a tip-off from an informant.

طرح با یک خبر از یک مطلع‌کننده خنثی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید