condemningly

[ایالات متحده]/kənˈdemɪŋli/
[بریتانیا]/kənˈdemɪŋli/

ترجمه

adv. به روشی که محکوم می‌کند؛ با تایید یا محکومیت شدید.

جملات نمونه

the teacher condemningly pointed at the broken window, expecting an immediate confession.

معلم به طرز سرزنش‌آمیزی به پنجره شکسته اشاره کرد و انتظار داشت فوراً اعتراف کند.

she condemningly stared at the mess her children had made in the living room.

او با حالتی سرزنش‌آمیز به آشوبی که بچه‌هایش در اتاق نشیمن به وجود آورده بودند خیره شد.

he condemningly looked at the employee who had leaked confidential information.

او با حالتی سرزنش‌آمیز به کارمندی که اطلاعات محرمانه را فاش کرده بود نگاه کرد.

the judge condemningly remarked on the defendant's complete lack of remorse.

قاضی با حالتی سرزنش‌آمیز به فقدان کامل توبه متهم اشاره کرد.

she condemningly noted the inconsistencies in his alibi during the cross-examination.

او با حالتی سرزنش‌آمیز تناقضات در ادعای بی‌گناهی او را در جریان بازجویی یادداشت کرد.

the principal condemningly observed the students' continued defiance of school rules.

مدیر با حالتی سرزنش‌آمیز نافرمانی مداوم دانش‌آموزان از قوانین مدرسه را مشاهده کرد.

he condemningly declared that such behavior would no longer be tolerated in the workplace.

او با حالتی سرزنش‌آمیز اعلام کرد که چنین رفتاری دیگر در محیط کار تحمل نخواهد شد.

the food critic condemningly reviewed the restaurant's deteriorating service standards.

منتقد غذا با حالتی سرزنش‌آمیز استانداردهای خدمات رو به زوال رستوران را مورد بررسی قرار داد.

she condemningly whispered about her neighbor's obnoxious late-night parties.

او با حالتی سرزنش‌آمیز در مورد مهمانی‌های دیروقت زننده‌ی همسایه‌اش زمزمه کرد.

the journalist condemningly reported the corporation's environmental violations.

روزنامه‌نگار با حالتی سرزنش‌آمیز تخلفات زیست‌محیطی شرکت را گزارش کرد.

parents condemningly scold their children when they lie about important matters.

والدین وقتی بچه‌ها در مورد مسائل مهم دروغ می‌گویند، با حالتی سرزنش‌آمیز آن‌ها را سرزنش می‌کنند.

the elderly woman condemningly shook her head at the graffiti defacing the historic building.

زن مسن با حالتی سرزنش‌آمیز سرش را به نشانه‌ی تاسف تکان داد در حالی که به نقاشی دیواری که ساختمان تاریخی را بدنام کرده بود نگاه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید