conferer

[ایالات متحده]/kənˈfɜːrə/
[بریتانیا]/kənˈfɪrər/

ترجمه

vi. بحث یا مشورت کردن \nvt. اعطا کردن یا بخشیدن (عنوان، درجه و غیره)
Word Forms
جمعconferers

عبارات و ترکیب‌ها

conferer status

وضعیت کنفرره

conferer rights

حقوق کنفرره

conferer identity

هویت کنفرره

conferer role

نقش کنفرره

conferer agreement

توافقنامه کنفرره

conferer duties

وظایف کنفرره

conferer privileges

مزایای کنفرره

conferer information

اطلاعات کنفرره

conferer consent

رضایت کنفرره

conferer obligations

تعهدات کنفرره

جملات نمونه

the conferer presented the award during the ceremony.

معتّم جایزه را در طول مراسم ارائه کرد.

as a conferer, she had the authority to make important decisions.

به عنوان یک معتّم، او این حق را داشت که تصمیمات مهمی بگیرد.

the conferer explained the rules before starting the game.

معتّم قوانین را قبل از شروع بازی توضیح داد.

he acted as the conferer for the academic conference.

او به عنوان معتّم در کنفرانس علمی عمل کرد.

the conferer was respected for his extensive knowledge.

معتّم به دلیل دانش گسترده‌اش مورد احترام قرار گرفت.

during the meeting, the conferer shared valuable insights.

در طول جلسه، معتّم بینش‌های ارزشمندی را به اشتراک گذاشت.

the conferer announced the results with great enthusiasm.

معتّم با شور و اشتیاق فراوان نتایج را اعلام کرد.

as a conferer, he had to remain impartial at all times.

به عنوان یک معتّم، او باید در همه زمان‌ها بی‌طرف باقی می‌ماند.

the conferer facilitated the discussion among participants.

معتّم بحث و گفتگو بین شرکت‌کنندگان را تسهیل کرد.

the conferer’s role is crucial in ensuring fairness.

نقش معتّم در تضمین انصاف بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید