contextualized

[ایالات متحده]/[kɒnˈtekstjuəlaɪzd]/
[بریتانیا]/[kɒnˈtekstʃʊəlaɪzd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان مثال، برای ارائه زمینه‌ای؛ یا درک یا توضیح چیزی در نظر گرفتن زمینه‌ای آن.
adv. به گونه‌ای که زمینه را در نظر می‌گیرد.
adj. مربوط به، در نظر گرفتن یا مبنی بر زمینه.

عبارات و ترکیب‌ها

contextualized meaning

معنای متناسب با زمینه

contextualized data

داده‌های متناسب با زمینه

highly contextualized

خیلی متناسب با زمینه

contextualized response

پاسخ متناسب با زمینه

contextualized understanding

درک متناسب با زمینه

being contextualized

در حال متناسب شدن با زمینه

contextually contextualized

به‌طور متناسب با زمینه متناسب شده

contextualized analysis

تحلیل متناسب با زمینه

contextualized view

نگاه متناسب با زمینه

جملات نمونه

the historical analysis provided a contextualized understanding of the event.

تحلیل تاریخی یک درک مبتنی بر زمینه از وقوع را فراهم کرد.

we need a more contextualized approach to solving this complex problem.

ما به یک رویکرد مبتنی بر زمینه بیشتر برای حل این مسئله پیچیده نیاز داریم.

the professor's lecture offered a contextualized view of shakespeare's plays.

درس مربی، یک نگاه مبتنی بر زمینه از نمایش‌های شکسپیر ارائه کرد.

it's important to contextualize data before drawing any conclusions.

قبل از اینکه هر گونه نتیجه گیری انجام دهیم، مهم است داده‌ها را مبتنی بر زمینه قرار دهیم.

the report presented a contextualized assessment of the company's performance.

گزارش یک ارزیابی مبتنی بر زمینه از عملکرد شرکت ارائه کرد.

understanding the cultural context is crucial for contextualized communication.

فهم زمینه فرهنگی برای ارتباط مبتنی بر زمینه حیاتی است.

the research aimed to provide a contextualized explanation for the phenomenon.

تحقیق به دنبال ارائه یک توضیح مبتنی بر زمینه برای پدیده بود.

a contextualized reading of the poem reveals deeper meanings.

خواندن مبتنی بر زمینه این شعر معانی عمیق‌تری را آشکار می‌کند.

the therapist helped the patient contextualize their past experiences.

درمانگر به بیمار کمک کرد تا تجربیات گذشته‌اش را مبتنی بر زمینه قرار دهد.

we need to contextualize the decision within the broader strategic plan.

ما باید تصمیم را در چارچوب برنامه‌ریزی استراتژیک گسترده‌تر قرار دهیم.

the journalist sought to contextualize the news story for international audiences.

جورنالیست سعی کرد داستان خبر را برای مخاطبین بین‌المللی مبتنی بر زمینه قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید