craunch

[ایالات متحده]/krɔːntʃ/
[بریتانیا]/krɔntʃ/

ترجمه

v. به آرامی یا با صدا خوردن یا خرد کردن
n. صدای خرد شدن یا له شدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردcraunches
صفت یا فعل حال استمراریcraunching
زمان گذشتهcraunched
قسمت سوم فعلcraunched

عبارات و ترکیب‌ها

craunch time

زمان خوردن

craunch sound

صدای خوردن

craunch crunch

خوردن و شکستن

craunch away

با لذت بخور

craunch down

با شدت بخور

craunch loudly

با صدای بلند بخور

craunch up

خوردن و جمع کردن

craunch it

آن را بخور

craunch together

با هم بخور

جملات نمونه

the dog began to craunch on the bone.

سگ شروع به خوردن استخوان کرد.

she loves to craunch on crispy snacks.

او عاشق خوردن میان وعده‌های ترد است.

he could hear the leaves craunching underfoot.

او می‌توانست صدای خش‌خش برگ‌ها زیر پا را بشنود.

the children craunched the cookies with delight.

کودکان با خوشحالی بیسکویت‌ها را خوردند.

as i walked, i could feel the gravel craunch beneath my shoes.

همانطور که راه می‌رفتم، می‌توانستم احساس کنم که سنگ‌ریزه زیر کفش‌هایم خش‌خش می‌کند.

he likes to craunch on ice cubes during the summer.

او دوست دارد در تابستان روی تکه‌های یخ بجود.

she watched the dog craunch on its favorite toy.

او دید که سگ اسباب بازی مورد علاقه خود را می‌جود.

he loves to craunch on fresh vegetables.

او عاشق خوردن سبزیجات تازه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید