criticise

[ایالات متحده]/'krɪtɪ,saɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. نظر دادن در مورد، ابراز نارضایتی از
Word Forms
قسمت سوم فعلcriticised
زمان گذشتهcriticised
صفت یا فعل حال استمراریcriticising
شکل سوم شخص مفردcriticises
جمعcriticises

عبارات و ترکیب‌ها

criticise harshly

سرزنش شدید

criticise constructively

انتقاد سازنده

criticise someone's work

انتقاد از کار کسی

جملات نمونه

It's easy to criticise, but can you do better?

انتقاد کردن آسان است، اما آیا می توانید بهتر عمل کنید؟

She is quick to criticise others' work.

او سریع است تا کار دیگران را مورد انتقاد قرار دهد.

Constructive criticism is more helpful than just criticising.

انتقاد سازنده مفیدتر از صرف انتقاد است.

He doesn't like to be criticised in public.

او دوست ندارد در ملا عام مورد انتقاد قرار گیرد.

The film was heavily criticised for its lack of originality.

فیلم به شدت به دلیل فقدان اصالت مورد انتقاد قرار گرفت.

It's not fair to criticise him without knowing the full story.

بدون اطلاع از اصل مطلب، انتقاد از او منصفانه نیست.

She always criticises my choice of music.

او همیشه سلیقه موسیقی من را مورد انتقاد قرار می دهد.

The teacher criticised the students for not paying attention in class.

معلم دانش آموزان را به دلیل عدم توجه در کلاس مورد انتقاد قرار داد.

He criticised the government's handling of the situation.

او نحوه برخورد دولت با این موضوع را مورد انتقاد قرار داد.

Constructive criticism is a way to help someone improve, not just to criticise.

انتقاد سازنده راهی برای کمک به کسی برای بهبود است، نه صرفاً انتقاد.

نمونه‌های واقعی

Wednesday's coup has been criticised internationally.

کودتای روز چهارشنبه به طور بین المللی مورد انتقاد قرار گرفته است.

منبع: BBC Listening Collection September 2023

I understand your motives, Lady Grantham, and I do not criticise them.

من انگیزه‌های شما را می‌فهمم، خانم گرنتام، و آنها را مورد انتقاد قرار نمی‌دهم.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

I was throwing shade at you – that means I was publically criticising you.

من در حال انداختن سایه به سمت شما بودم - منظورم این است که من به طور علنی شما را مورد انتقاد قرار می‌دادم.

منبع: BBC Authentic English

Some interviewers might unsettle you by criticising your CV.

برخی از مصاحبه‌کنندگان ممکن است با انتقاد از رزومه شما شما را ناراحت کنند.

منبع: BBC Listening Collection December 2013

It was criticised by a sceptical British public.

این مورد انتقاد مردم بریتانیای مشکوک قرار گرفت.

منبع: BBC Listening August 2016 Collection

But as you wish minster, it has been criticised as a trouble maker's letterbox. -I know.

اما همانطور که شما می‌خواهید وزیر، این به عنوان یک صندوق پستی برای یک خرابکار مورد انتقاد قرار گرفته است. - می‌دانم.

منبع: Yes, Minister Season 1

It means 'criticise heavily' with shouting and pointing.

این به معنای 'به شدت انتقاد' با فریاد و اشاره است.

منبع: Learn English by following hot topics.

The proposed ban has been widely criticised in the US and abroad. World news from the BBC.

ممنوعیت پیشنهادی به طور گسترده در ایالات متحده و خارج از کشور مورد انتقاد قرار گرفته است. اخبار جهان از بی‌بی‌سی.

منبع: BBC Listening Collection May 2016

This is useful for criticising someone.

این برای انتقاد از کسی مفید است.

منبع: Grammar Lecture Hall

The city's police union has criticised the payment.

اتحادیه پلیس شهر پرداخت را مورد انتقاد قرار داده است.

منبع: BBC Listening September 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید