curliness

[ایالات متحده]/ˈkɜːlɪnəs/
[بریتانیا]/ˈkɜrlɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت پیچیده یا تابیده بودن؛ حالتی از داشتن فرها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

curliness factor

ضریب وزیدگی

curliness level

سطح وزیدگی

curliness type

نوع وزیدگی

curliness index

شاخص وزیدگی

curliness pattern

الگوی وزیدگی

curliness measurement

اندازه گیری وزیدگی

curliness style

سبک وزیدگی

curliness assessment

ارزیابی وزیدگی

curliness degree

درجه وزیدگی

curliness quality

کیفیت وزیدگی

جملات نمونه

curliness can add volume to your hairstyle.

پیچیدگی می‌تواند حجم را به مدل موی شما اضافه کند.

she loves the natural curliness of her hair.

او پیچیدگی طبیعی موهایش را دوست دارد.

the curliness of the fabric gives it a unique texture.

پیچیدگی پارچه بافت منحصر به فردی به آن می بخشد.

many people embrace their curliness as a part of their identity.

بسیاری از مردم پیچیدگی خود را بخشی از هویت خود می پذیرند.

she uses products to enhance the curliness of her waves.

او از محصولاتی برای افزایش پیچیدگی امواج خود استفاده می کند.

the curliness of the leaves indicates a healthy plant.

پیچیدگی برگها نشان دهنده یک گیاه سالم است.

his curliness was often the topic of conversation among friends.

پیچیدگی او اغلب موضوع گفتگو بین دوستان بود.

they experimented with curliness to create different hairstyles.

آنها با پیچیدگی آزمایش کردند تا مدل های موی مختلفی ایجاد کنند.

the curliness of the artwork adds depth to the design.

پیچیدگی اثر هنری عمق بیشتری به طراحی می بخشد.

understanding curliness can help in hair care routines.

درک پیچیدگی می تواند به روتین های مراقبت از مو کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید