curvetted

[ایالات متحده]/kɜːˈvɛtɪd/
[بریتانیا]/kɜrˈvɛtɪd/

ترجمه

n. یک پرش یا جست و خیز بازیگوش
vt. به شیوه‌ای بازیگوشانه پرش یا جست و خیز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

curvetted line

خط منحنی

curvetted path

مسیر منحنی

curvetted edge

لبه منحنی

curvetted shape

شکل منحنی

curvetted surface

سطح منحنی

curvetted design

طراحی منحنی

curvetted form

فرم منحنی

curvetted profile

پروفایل منحنی

curvetted feature

ویژگی منحنی

curvetted segment

بخش منحنی

جملات نمونه

the horse curvetted gracefully in the arena.

اسب به طور ظریف در میدان مسابقه حرکت کرد.

she curvetted with joy upon hearing the good news.

او با خوشحالی پس از شنیدن اخبار خوب حرکت کرد.

the dancer curvetted across the stage, captivating the audience.

رقصنده در صحنه با حرکتی جذاب، مخاطبان را مسحور کرد.

the dog curvetted around its owner, excited to play.

سگ با هیجان برای بازی، دور صاحب خود حرکت کرد.

during the performance, the ballet dancer curvetted beautifully.

در طول اجرا، رقصنده باله به زیبایی حرکت کرد.

the stallion curvetted, showcasing its strength and agility.

اسب نر حرکت کرد و قدرت و چابکی خود را به نمایش گذاشت.

as the music played, she curvetted around the room.

همراه با پخش موسیقی، او در اطراف اتاق حرکت کرد.

the children curvetted in the park, enjoying their day off.

کودکان در پارک حرکت کردند و از تعطیلات خود لذت بردند.

he curvetted with excitement when he saw his friends.

وقتی دوستانش را دید با هیجان حرکت کرد.

the horse trainer encouraged the animal to curvette during practice.

مربی اسب تشویق کرد تا حیوان در طول تمرین حرکت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید