dead-ends

[ایالات متحده]/ˌdedˈend/
[بریتانیا]/ˌdedˈend/

ترجمه

adj. دارای خروجی یا راه خروج نبودن (adj)
vi. به نقطه‌ای رسیدن که پیشرفت بیشتری امکان‌پذیر نیست (vi)

عبارات و ترکیب‌ها

dead-end job

جاده‌ی بن‌بست شغلی

dead-end street

کوچه‌ی بن‌بست

dead-end situation

وضعیت بن‌بست

dead-end path

مسیر بن‌بست

dead-end career

مسیر شغلی بن‌بست

جملات نمونه

the project turned out to be a dead-end, and we had to abandon it.

پروژه به بن‌بست رسید و مجبور به رها کردن آن شدیم.

we reached a dead-end in negotiations and couldn't agree on a deal.

ما در مذاکرات به بن‌بست رسیدیم و نتوانستیم به توافق برسیم.

his career was a dead-end; he felt stuck and unfulfilled.

حرفه او به بن‌بست رسیده بود؛ احساس می‌کرد گیر کرده و ناراضی است.

the investigation led us down a dead-end alley with no useful clues.

تحقیقات ما را به یک کوچه بن‌بست بدون هیچ سرنخ مفیدی هدایت کرد.

it's easy to get stuck in a dead-end job with no opportunities for advancement.

آسان است که در یک شغل بن‌بست گیر کنید که فرصتی برای پیشرفت وجود ندارد.

the road was a dead-end; we had to turn around.

جاده به بن‌بست رسیده بود؛ مجبور به چرخیدن شدیم.

we hit a dead-end in our research and needed a new approach.

ما در تحقیقات خود به بن‌بست رسیدیم و به یک رویکرد جدید نیاز داشتیم.

the conversation went down a dead-end when we started arguing.

صحبت‌ها وقتی شروع به بحث کردیم به بن‌بست رسید.

avoid dead-end relationships that don't lead to anything meaningful.

از روابط بن‌بست که به هیچ چیز معناداری نمی‌انجامند، اجتناح کنید.

the company's dead-end strategy resulted in declining sales.

استراتژی بن‌بست شرکت منجر به کاهش فروش شد.

we were at a dead-end with the software, unable to fix the bug.

ما در مورد نرم‌افزار به بن‌بست رسیدیم و نتوانستیم اشکال را رفع کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید