decreed

[ایالات متحده]/dɪˈkriːd/
[بریتانیا]/dɪˈkriːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. سفارش دادن یا فرمان دادن
adj. منصوب یا تعیین شده
v. صدور یک فرمان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

decreed by law

تصویب شده توسط قانون

decreed by authority

تصویب شده توسط اقتدار

decreed by fate

تصویب شده توسط سرنوشت

decreed by council

تصویب شده توسط شورای

decreed in writing

تصویب شده به صورت کتبی

decreed by decree

تصویب شده با حکم

decreed by king

تصویب شده توسط شاه

decreed by government

تصویب شده توسط دولت

decreed as law

تصویب شده به عنوان قانون

decreed by tradition

تصویب شده توسط سنت

جملات نمونه

the king decreed a new law for the kingdom.

شاهزاده وی قانونی جدید برای پادشاهی مقرر کرد.

the council decreed that all citizens must wear masks.

شورای تصمیم گرفت که همه شهروندان باید ماسک بزنند.

it was decreed that the festival would be held annually.

تصمیم گرفته شد که جشنواره به صورت سالانه برگزار شود.

the judge decreed a sentence of five years in prison.

قاضی پنج سال حبس را مقرر کرد.

the president decreed a state of emergency.

رئیس جمهور حالت اضطراری را مقرر کرد.

she decreed that all meetings would be virtual.

او مقرر کرد که همه جلسات مجازی باشند.

the teacher decreed that homework was due on friday.

معلم مقرر کرد که تکالیف باید تا جمعه تحویل داده شود.

the committee decreed new regulations for safety.

کمیته مقررات جدید ایمنی را مقرر کرد.

the emperor decreed the construction of a new palace.

امپراتور ساخت یک کاخ جدید را مقرر کرد.

it was decreed that all schools would remain closed.

تصمیم گرفته شد که همه مدارس بسته بمانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید