deuce

[ایالات متحده]/djuːs/
[بریتانیا]/dus/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمره چهل-چهل در یک بازی، به‌ویژه تنیس؛ تساوی؛ بدشانسی.
Word Forms
جمعdeuces

عبارات و ترکیب‌ها

play a deuce

بازی یک دو

جملات نمونه

What the deuce is that?

این چه کوفتیه؟

how the deuce are we to make a profit?.

چگونه باید سود کنیم؟

got the deuce for being late.

به خاطر دیر رسیدن، مجازات شدیم.

What the deuce were they thinking of?

آنها به چه فکر می‌رسیدند؟

had a deuce of a time getting out of town; a deuce of a family row.

برای خروج از شهر زمان سختی داشتیم؛ یک مشاجره خانوادگی.

what the deuce are you trying to do?.

شما سعی دارید چه کار کنید؟

I sound like a deuced newspaper reporter.

مثل یک خبرنگار روزنامه به نظر می‌رسم.

The weather played the deuce with our plans.

هوا برنامه‌های ما را به هم ریخت.

What deuced bad luck !

چه بدشانسی!

He isn't so deuced clever.

او آنقدر باهوش نیست.

playing poker with deuces wild.

بازی پوکر با دست دوها.

According to the need of testing engineering practice, a project for deuce force sensor of double cantalever girder strain style was designed.

بر اساس نیاز به آزمایش مهندسی، پروژه حسگر نیروی دوگانه با سبک کشش تیر دوکنتلیور طراحی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید