dispar

[ایالات متحده]/dɪsˈpɑː/
[بریتانیا]/dɪsˈpɑːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نابرابر؛ نامتناسب

عبارات و ترکیب‌ها

disparate sources

منابع گوناگون

disparate elements

عناصر گوناگون

disparate views

دیدگاه‌های گوناگون

disparate systems

سیستم‌های گوناگون

disparate groups

گروه‌های گوناگون

disparate data

داده‌های گوناگون

disparate cultures

فرهنگ‌های گوناگون

disparate ideas

ایده‌های گوناگون

disparate information

اطلاعات گوناگون

disparate entities

واحدهای گوناگون

جملات نمونه

the study revealed a dispar impact on different socioeconomic groups.

مطالعه نشان داد که تأثیر نامتناسبی بر گروه‌های مختلف اقتصادی-اجتماعی وجود دارد.

critics argued that the policy resulted in dispar treatment of minority communities.

منتقدان استدلال کردند که این سیاست منجر به رفتار تبعیض‌آمیز با جوامع اقلیت شد.

the dispar outcomes of the experiment surprised even the researchers.

نتایج نامتناسب آزمایش حتی محققان را نیز غافلگیر کرد.

there is a dispar effect between urban and rural healthcare access.

یک تأثیر نامتناسب بین دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی در مناطق شهری و روستایی وجود دارد.

the committee noted the dispar distribution of resources across regions.

کمیته به توزیع نامتناسب منابع در مناطق مختلف اشاره کرد.

scholars have documented dispar treatment of women in corporate leadership.

محققان رفتار تبعیض‌آمیز با زنان در رهبری شرکتی را مستند کرده‌اند.

the dispar results suggest that further investigation is necessary.

نتایج نامتناسب نشان می‌دهد که تحقیقات بیشتر ضروری است.

new data shows a dispar pattern in employment rates across demographics.

داده‌های جدید نشان می‌دهد که الگوی نامتناسبی در نرخ‌های اشتغال در بین گروه‌های جمعیتی وجود دارد.

the dispar correlation between education and income varies significantly by country.

همبستگی نامتناسب بین آموزش و درآمد به طور قابل توجهی بر اساس کشور متفاوت است.

researchers observed dispar responses to the treatment among different age groups.

محققان واکنش‌های نامتناسب به درمان را در بین گروه‌های سنی مختلف مشاهده کردند.

the dispar allocation of government funds has created significant regional inequalities.

تخصیص نامتناسب بودجه دولتی باعث ایجاد نابرابری‌های منطقه‌ای قابل توجهی شده است.

studies indicate a dispar incidence of chronic disease in various populations.

مطالعات نشان می‌دهد که بروز بیماری‌های مزمن در جمعیت‌های مختلف نامتناسب است.

the dispar treatment of athletes based on their nationality sparked international controversy.

رفتار تبعیض‌آمیز با ورزشکاران بر اساس ملیت آنها باعث جنجال بین‌المللی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید