emplace

[ایالات متحده]/ɪmˈpleɪs/
[بریتانیا]/ɪmˈpleɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک مکان خاص قرار دادن
vt. در یک مکان خاص قرار دادن یا تنظیم کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلemplaced
زمان گذشتهemplaced
شکل سوم شخص مفردemplaces
صفت یا فعل حال استمراریemplacing

عبارات و ترکیب‌ها

emplace order

جایگزینی سفارش

emplace item

جایگزینی مورد

emplace value

جایگزینی مقدار

emplace element

جایگزینی عنصر

emplace object

جایگزینی شیء

emplace data

جایگزینی داده

emplace instance

جایگزینی نمونه

emplace function

جایگزینی تابع

emplace resource

جایگزینی منبع

emplace context

جایگزینی زمینه

جملات نمونه

they decided to emplace the statue in the park.

آنها تصمیم گرفتند مجسمه را در پارک قرار دهند.

the team worked hard to emplace the new equipment.

تیم سخت تلاش کرد تا تجهیزات جدید را مستقر کند.

we need to emplace the furniture before the guests arrive.

ما باید قبل از ورود مهمانان، مبلمان را مستقر کنیم.

it is important to emplace the signs correctly for safety.

برای ایمنی، نصب علائم به درستی بسیار مهم است.

the engineers will emplace the new system next week.

مهندسان هفته آینده سیستم جدید را مستقر خواهند کرد.

they plan to emplace additional lighting in the area.

آنها قصد دارند نورپردازی بیشتری را در آن منطقه نصب کنند.

we should emplace the files in the correct order.

ما باید فایل ها را به ترتیب صحیح مستقر کنیم.

the city council decided to emplace new benches in the square.

شورای شهر تصمیم گرفت نیمکت های جدیدی را در میدان نصب کند.

she was tasked to emplace the documents on the shelf.

وظیفه داشت اسناد را روی قفسه قرار دهد.

they will emplace the new software on all computers.

آنها نرم افزار جدید را روی همه کامپیوترها نصب خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید