equated to
برابر با
equated with
برابر با
equated as
برابر با
equated value
مقدار برابر
equated measure
معیار برابر
equated concepts
مفاهیم برابر
equated factors
عوامل برابر
equated terms
اصطلاحات برابر
equated outcomes
نتایج برابر
equated ideas
ایدههای برابر
in her mind, success was equated with happiness.
در ذهن او، موفقیت با خوشبختی یکی بود.
the teacher equated hard work with good grades.
معلم، تلاش زیاد را با نمرات خوب یکی دانست.
many people equated wealth with power.
بسیاری از مردم ثروت را با قدرت یکی دانستند.
he equated love with sacrifice.
او عشق را با ایثار یکی دانست.
in the debate, they equated freedom with responsibility.
در بحث، آنها آزادی را با مسئولیت یکی دانستند.
the study equated education level with job opportunities.
مطالعه، سطح تحصیلات را با فرصتهای شغلی یکی دانست.
she equated kindness with strength of character.
او مهربانی را با قدرت شخصیتی یکی دانست.
in his philosophy, he equated knowledge with power.
در فلسفه او، دانش با قدرت یکی بود.
they equated happiness with financial stability.
آنها خوشبختی را با ثبات مالی یکی دانستند.
in the film, love is equated with sacrifice.
در فیلم، عشق با ایثار یکی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید