extrema

[ایالات متحده]/ɛkˈstrɛm.ə/
[بریتانیا]/ɛkˈstrim.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حدهای مطلق

عبارات و ترکیب‌ها

extrema analysis

تجزیه و تحلیل اکسترمال

extrema value

مقدار اکسترمال

extrema points

نقاط اکسترمال

extrema theorem

قضیه اکسترمال

extrema conditions

شرایط اکسترمال

extrema function

تابع اکسترمال

extrema case

حالت اکسترمال

extrema region

منطقه اکسترمال

extrema search

جستجوی اکسترمال

extrema criteria

معیارهای اکسترمال

جملات نمونه

in mathematics, we often study the behavior of functions at their extrema.

در ریاضیات، ما اغلب رفتار توابع را در نقاط اکسترمال خود مطالعه می‌کنیم.

the extrema of the data set were crucial for our analysis.

اکسترمای مجموعه داده‌ها برای تحلیل ما بسیار مهم بود.

finding the extrema can help optimize the solution.

پیدا کردن اکسترمال می‌تواند به بهینه‌سازی راه حل کمک کند.

the artist pushed the boundaries to achieve extrema in her work.

هنرمند مرزها را برای دستیابی به اکسترمال در کار خود گسترش داد.

extreme weather conditions can lead to the extrema of climate change effects.

شرایط آب و هوای شدید می‌تواند منجر به اکسترمال اثرات تغییرات آب و هوایی شود.

we need to explore the extrema of this function to understand its behavior.

ما باید اکسترمال این تابع را بررسی کنیم تا رفتار آن را درک کنیم.

his performance reached extrema that captivated the audience.

اجرای او به اکسترمالی رسید که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

in physics, extrema often indicate points of stability or instability.

در فیزیک، اکسترمال اغلب نقاطی از ثبات یا ناپایداری را نشان می‌دهد.

to find the extrema, we must first take the derivative of the function.

برای یافتن اکسترمال، ابتدا باید مشتق تابع را بگیریم.

her emotions reached extrema during the dramatic scene.

احساسات او در طول صحنه دراماتیک به اکسترمال رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید