| جمع | fayres |
fayre weather
آب و هواي فایر
fayre maiden
دختر فایر
summer fayre
فایر تابستان
harvest fayre
فایر برداشت
village fayre
فایر روستا
church fayre
فایر کلیسا
christmas fayre
فایر عید غدیر
spring fayre
فایر بهار
country fayre
فایر کشور
fayre lady
خانم فایر
the village fayre was held in the town square every summer.
فستیوال روستا هر تابستان در میدان شهر برگزار میشد.
we attended the christmas fayre at the local church.
ما به فستیوال عید غدیر در کلیسای محلی حضور یافتیم.
the school fayre raised money for new textbooks.
فستیوال مدرسه پولی برای کتاب های درسی جدید جمع آوری کرد.
she won a prize at the summer fayre.
او در فستیوال تابستانی جایزه گرفت.
the annual country fayre attracts thousands of visitors.
فستیوال سالانه کشوری هزاران بازدید کننده جذب می کند.
the charity fayre will be held in the park tomorrow.
فستیوال خیریه فردا در پارک برگزار خواهد شد.
children enjoyed the games at the village fayre.
کودکان بازی های فستیوال روستا را لذت بردند.
the harvest fayre celebrates the autumn season.
فستیوال برداشت به فصل پاییز تبریک گویی.
our neighborhood hosts an annual street fayre.
منطقه ما یک فستیوال سالانه خیابانی برگزار می کند.
the medieval fayre featured jugglers and minstrels.
فستیوال میانه قرون با بازیگران و موسیقی داران مشهور شد.
she bought handmade crafts at the easter fayre.
او در فستیوال عید پاک، هنرمندانه ساخته های دست ساز خرید.
the winter fayre offers hot cider and festive entertainment.
فستیوال زمستانی نوشیدنی گرم سیتر و تفریحات جشنی ارائه می دهد.
fayre weather
آب و هواي فایر
fayre maiden
دختر فایر
summer fayre
فایر تابستان
harvest fayre
فایر برداشت
village fayre
فایر روستا
church fayre
فایر کلیسا
christmas fayre
فایر عید غدیر
spring fayre
فایر بهار
country fayre
فایر کشور
fayre lady
خانم فایر
the village fayre was held in the town square every summer.
فستیوال روستا هر تابستان در میدان شهر برگزار میشد.
we attended the christmas fayre at the local church.
ما به فستیوال عید غدیر در کلیسای محلی حضور یافتیم.
the school fayre raised money for new textbooks.
فستیوال مدرسه پولی برای کتاب های درسی جدید جمع آوری کرد.
she won a prize at the summer fayre.
او در فستیوال تابستانی جایزه گرفت.
the annual country fayre attracts thousands of visitors.
فستیوال سالانه کشوری هزاران بازدید کننده جذب می کند.
the charity fayre will be held in the park tomorrow.
فستیوال خیریه فردا در پارک برگزار خواهد شد.
children enjoyed the games at the village fayre.
کودکان بازی های فستیوال روستا را لذت بردند.
the harvest fayre celebrates the autumn season.
فستیوال برداشت به فصل پاییز تبریک گویی.
our neighborhood hosts an annual street fayre.
منطقه ما یک فستیوال سالانه خیابانی برگزار می کند.
the medieval fayre featured jugglers and minstrels.
فستیوال میانه قرون با بازیگران و موسیقی داران مشهور شد.
she bought handmade crafts at the easter fayre.
او در فستیوال عید پاک، هنرمندانه ساخته های دست ساز خرید.
the winter fayre offers hot cider and festive entertainment.
فستیوال زمستانی نوشیدنی گرم سیتر و تفریحات جشنی ارائه می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید