fend

[ایالات متحده]/fend/
[بریتانیا]/fɛnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. به طور مستقل زندگی کردن و از خود مراقبت کردن
vt. دور نگه داشتن، اجتناب کردن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردfends
صفت یا فعل حال استمراریfending
قسمت سوم فعلfended
زمان گذشتهfended

عبارات و ترکیب‌ها

fend off

دفع کردن

fend for oneself

خود را اداره کردن

fend against

مقابله با

fend away

دور کردن

fend against danger

مقابله با خطر

fend off attackers

حمله‌کنندگان را دفع کردن

fend off criticism

انتقاد را دفع کردن

fend off pests

آفات را دفع کردن

fend for

برای دفاع کردن

جملات نمونه

fend off an attack.

جلوگیری از حمله

fend against the cold.

مقابله با سرما.

a fender that dents easily.

یک گلگیر که به راحتی فرورفتگی ایجاد می‌کند.

he fended off the awkward questions.

او از سؤالات ناراحت کننده دوری کرد.

the opening batsman fended off a snorter.

بازیکن کرکت آغازین از یک ضربه سریع جلوگیری کرد.

I've had to fend for myself since I was 14.

من از 14 سالگی مجبور بودم خودم را اداره کنم.

The children had to fend for themselves while their parents worked.

در حالی که والدینشان کار می‌کردند، بچه‌ها مجبور شدند از خودشان مراقبت کنند.

how could any mother leave a child to fend for itself?.

چگونه ممکن است هر مادری کودکی را رها کند تا خودش از خود مراقبت کند؟

The old couple have no one to do housework; they have to fend for themselves.

آن زوج پیر کسی برای انجام کارهای خانه ندارند؛ آنها باید از خودشان مراقبت کنند.

He neatly fended off a jab at his chest.

او به طور مرتب ضربه‌ای به قفسه سینه خود را دفع کرد.

Several tribes allied to fend off the invaders.

چند قبیله برای دفع مهاجمان متحد شدند.

hammered out the dents in the fender; hammered out a contract acceptable to both sides.

فرورفتگی‌های گلگیر را صاف کرد؛ قراردادی را که برای هر دو طرف قابل قبول بود، تنظیم کرد.

He raised his arm up to fend branches from his eyes.

او دست خود را بالا برد تا شاخه‌ها را از چشمانش دور کند.

When my father learned that I had smashed a fender on the car, he blew his top.

وقتی پدرم فهمید که یک گلگیر ماشین را خرد کرده‌ام، عصبانی شد.

Front / rear bumpers, Front dashboard, Instrument board, front fender, large/medium skirt, splashboard, baggage compartment, Glove compartment, running boards,mold , Automotive plastic parts,molding.

باربندهای جلو / عقب، داشبورد جلو، صفحه نمایش، گلگیر جلو، دامن بزرگ / متوسط، محافظ گل، محفظه بار، داشبورد، تخته های دوچرخه، قالب ، قطعات پلاستیکی خودرو، قالب گیری.

نمونه‌های واقعی

But what do wolves do besides fend off black bears to protect their cubs.

اما گرگ‌ها غیر از دفع خرس‌های سیاه برای محافظت از توله‌هایشان چه می‌کنند؟

منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021

What happened, why couldn't these powerful companies and their lobbyists fend off these rules?

چه اتفاقی افتاد، چرا این شرکت‌های قدرتمند و لابیگرانشان نتوانستند از این قوانین محافظت کنند؟

منبع: Financial Times

Born very small, it took them nearly a decade before they could fend for themselves.

آنها بسیار کوچک متولد شدند و نزدیک به یک دهه طول کشید تا بتوانند از خودشان مراقبت کنند.

منبع: Jurassic Fight Club

For another, Slack has rising competition to fend off.

علاوه بر این، اسلک با افزایش رقابت برای مقابله با آن مواجه است.

منبع: The Economist (Summary)

They also fend off infections by hostile bugs.

آنها همچنین با کمک حشرات مضر از عفونت‌ها جلوگیری می‌کنند.

منبع: The Economist - Technology

Or, I don't know, ask a guy to define bears while he's fending them off?

یا نمی‌دانم، از کسی بخواهید در حالی که در حال دفع آنهاست، خرس‌ها را تعریف کند؟

منبع: Love, Actually (Audio Version)

Healthy trees are also better able to fend off insects.

درختان سالم نیز بهتر می‌توانند از حشرات محافظت کنند.

منبع: Past exam papers for English reading comprehension (English II) in the postgraduate entrance examination.

Studies have shown that music can buoy mood, fend off depression and improve sleep.

مطالعات نشان داده‌اند که موسیقی می‌تواند خلق و خوی را بهبود بخشد، از افسردگی جلوگیری کند و خواب را بهبود بخشد.

منبع: Time

That's enough to fend off economy-harming deflation.

این برای جلوگیری از کاهش تورم مضر برای اقتصاد کافی است.

منبع: New York Times

" Abel can fend for himself, " murmured Squirrel.

"ابی می‌تواند از خودش مراقبت کند،" سنجاب زمزمه کرد.

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید