finagled a deal
یک معامله را جور درآوردم
finagled my way
راه خود را باز کردم
finagled some money
کمی پول به دست آوردم
finagled an invitation
یک دعوتنامه به دست آوردم
finagled a favor
یک لطف به دست آوردم
finagled the tickets
بلیطها را به دست آوردم
finagled a promotion
یک ارتقا گرفتم
finagled some time
کمی وقت به دست آوردم
finagled a job
یک شغل به دست آوردم
finagled an upgrade
یک ارتقا گرفتم
she finagled her way into the exclusive party.
او به طرز ماهرانه ای خود را به مهمانی انحصاری راه یافت.
he managed to finagle a raise from his boss.
او موفق شد از رئیسش افزایش حقوق بگیرد.
they finagled a last-minute deal to save the project.
آنها یک معامله لحظه آخری برای نجات پروژه ترتیب دادند.
she finagled a ticket to the sold-out concert.
او بلیط کنسرت پرفروش را به دست آورد.
he finagled his way into a better position at work.
او به طرز ماهرانه ای خود را به موقعیت بهتری در محل کار رساند.
they finagled some extra time to finish the project.
آنها زمان اضافه ای برای اتمام پروژه به دست آوردند.
she finagled a free meal at the restaurant.
او یک وعده غذای رایگان در رستوران به دست آورد.
he finagled an invitation to the vip event.
او یک دعوتنامه برای رویداد ویژه به دست آورد.
they finagled their way into the front row of the show.
آنها به طرز ماهرانه ای خود را به ردیف اول نمایش رساندند.
she finagled a way to avoid the long line.
او راهی برای اجتناب از صف طولانی پیدا کرد.
finagled a deal
یک معامله را جور درآوردم
finagled my way
راه خود را باز کردم
finagled some money
کمی پول به دست آوردم
finagled an invitation
یک دعوتنامه به دست آوردم
finagled a favor
یک لطف به دست آوردم
finagled the tickets
بلیطها را به دست آوردم
finagled a promotion
یک ارتقا گرفتم
finagled some time
کمی وقت به دست آوردم
finagled a job
یک شغل به دست آوردم
finagled an upgrade
یک ارتقا گرفتم
she finagled her way into the exclusive party.
او به طرز ماهرانه ای خود را به مهمانی انحصاری راه یافت.
he managed to finagle a raise from his boss.
او موفق شد از رئیسش افزایش حقوق بگیرد.
they finagled a last-minute deal to save the project.
آنها یک معامله لحظه آخری برای نجات پروژه ترتیب دادند.
she finagled a ticket to the sold-out concert.
او بلیط کنسرت پرفروش را به دست آورد.
he finagled his way into a better position at work.
او به طرز ماهرانه ای خود را به موقعیت بهتری در محل کار رساند.
they finagled some extra time to finish the project.
آنها زمان اضافه ای برای اتمام پروژه به دست آوردند.
she finagled a free meal at the restaurant.
او یک وعده غذای رایگان در رستوران به دست آورد.
he finagled an invitation to the vip event.
او یک دعوتنامه برای رویداد ویژه به دست آورد.
they finagled their way into the front row of the show.
آنها به طرز ماهرانه ای خود را به ردیف اول نمایش رساندند.
she finagled a way to avoid the long line.
او راهی برای اجتناب از صف طولانی پیدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید