flexuous path
مسیر پیچدار
flexuous movement
حرکت پیچدار
flexuous line
خط پیچدار
flexuous form
فرم پیچدار
flexuous growth
رشد پیچدار
flexuous surface
سطح پیچدار
flexuous branches
شاخه های پیچدار
flexuous structure
ساختار پیچدار
flexuous route
مسیر پیچدار
flexuous design
طراحی پیچدار
the flexuous path through the forest was enchanting.
مسیر پرپیچ و خم در جنگل مسحور کننده بود.
her flexuous dance movements captivated the audience.
حرکات رقص پرپیچ و خم او مخاطبان را مجذوب خود کرد.
the river flowed in a flexuous manner, creating beautiful scenery.
رودخانه به صورت پرپیچ و خم جریان داشت و مناظر زیبایی ایجاد کرد.
he admired the flexuous lines of the sculpture.
او خطوط پرپیچ و خم مجسمه را تحسین کرد.
the flexuous branches of the tree reached out in all directions.
شاخه های پرپیچ و خم درخت به همه جهات گسترش یافتند.
they followed the flexuous trail up the mountain.
آنها مسیر پرپیچ و خم را به سمت بالای کوه دنبال کردند.
the artist used flexuous strokes to create a sense of movement.
هنرمند از ضربات پرپیچ و خم برای ایجاد حس حرکت استفاده کرد.
her flexuous arguments made the debate more interesting.
استدلال های پرپیچ و خم او بحث را جالب تر کرد.
the flexuous design of the building was innovative.
طراحی پرپیچ و خم ساختمان نوآورانه بود.
the flexuous nature of the fabric made it perfect for draping.
طبیعت پرپیچ و خم پارچه آن را برای آویزان کردن مناسب می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید