flexuous

[ایالات متحده]/ˈflɛkʃʊəs/
[بریتانیا]/ˈflɛkʃuəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیچیده یا منحنی; مستقیم نیست; ناپایدار یا نوسانی; موجی یا موج‌دار; دارای پیچ و خم‌های زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

flexuous path

مسیر پیچ‌دار

flexuous movement

حرکت پیچ‌دار

flexuous line

خط پیچ‌دار

flexuous form

فرم پیچ‌دار

flexuous growth

رشد پیچ‌دار

flexuous surface

سطح پیچ‌دار

flexuous branches

شاخه های پیچ‌دار

flexuous structure

ساختار پیچ‌دار

flexuous route

مسیر پیچ‌دار

flexuous design

طراحی پیچ‌دار

جملات نمونه

the flexuous path through the forest was enchanting.

مسیر پرپیچ و خم در جنگل مسحور کننده بود.

her flexuous dance movements captivated the audience.

حرکات رقص پرپیچ و خم او مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the river flowed in a flexuous manner, creating beautiful scenery.

رودخانه به صورت پرپیچ و خم جریان داشت و مناظر زیبایی ایجاد کرد.

he admired the flexuous lines of the sculpture.

او خطوط پرپیچ و خم مجسمه را تحسین کرد.

the flexuous branches of the tree reached out in all directions.

شاخه های پرپیچ و خم درخت به همه جهات گسترش یافتند.

they followed the flexuous trail up the mountain.

آنها مسیر پرپیچ و خم را به سمت بالای کوه دنبال کردند.

the artist used flexuous strokes to create a sense of movement.

هنرمند از ضربات پرپیچ و خم برای ایجاد حس حرکت استفاده کرد.

her flexuous arguments made the debate more interesting.

استدلال های پرپیچ و خم او بحث را جالب تر کرد.

the flexuous design of the building was innovative.

طراحی پرپیچ و خم ساختمان نوآورانه بود.

the flexuous nature of the fabric made it perfect for draping.

طبیعت پرپیچ و خم پارچه آن را برای آویزان کردن مناسب می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید