forboding

[ایالات متحده]//fɔːˈbɒdɪŋ//
[بریتانیا]//fɔːrˈboʊdɪŋ//

ترجمه

n.حسی که نشان می‌دهد اتفاقی بد قرار است رخ دهد؛ پیش‌بینی از سرنوشت یا بدبختی قریب الوقوع؛ حسی که نشان می‌دهد اتفاقی بد قرار است رخ دهد؛ احساس قریب الوقوعی بدبختی؛ حسی که نشان می‌دهد اتفاقی بد قرار است رخ دهد؛ احساس قریب الوقوعی بدبختی.

عبارات و ترکیب‌ها

a sense of forboding

حس پیش‌بینی بد

filled with forboding

پر از پیش‌بینی بد

forboding presence

حضور پیش‌بینی بد

feeling forboding

احساس پیش‌بینی بد

despite forboding

با وجود پیش‌بینی بد

heavy forboding

پیش‌بینی بد سنگین

growing forboding

پیش‌بینی بد رو به افزایش

with forboding

با پیش‌بینی بد

ominous forboding

پیش‌بینی بد شوم

intense forboding

پیش‌بینی بد شدید

جملات نمونه

a sense of forboding settled over the group as they entered the ancient ruins.

حس نوید نامطلوبی بر گروه سایه افکند زیرا وارد ویرانه‌های باستانی شدند.

the dark clouds and sudden silence filled her with a feeling of forboding.

ابر‌های تیره و سکوت ناگهانی او را با احساس نوید نامطلوبی پر کرد.

despite the sunny weather, a strange feeling of forboding lingered in his mind.

با وجود هوای آفتابی، احساس عجیب نوید نامطلوبی در ذهنش ماندگار بود.

the ominous music and flickering lights created an atmosphere of intense forboding.

موسیقی شوم و نورهای چشمک‌زن فضایی از نوید نامطلوبی شدید ایجاد کردند.

there was a palpable sense of forboding before the storm hit the coastline.

قبل از اینکه طوفان به خط ساحلی برسد، حس نوید نامطلوبی آشکار وجود داشت.

he ignored the forboding in his gut and continued on his journey.

او به احساس نوید نامطلوبی در درونش توجه نکرد و به سفر خود ادامه داد.

the news report triggered a feeling of forboding about the future of the company.

گزارش خبری احساس نوید نامطلوبی در مورد آینده شرکت را تحریک کرد.

a deep sense of forboding washed over her as she read the letter.

حس عمیقی از نوید نامطلوبی بر او سایه افکند وقتی نامه را خواند.

the elderly woman’s warnings were filled with a terrible forboding.

هشدار‌های زن مسن با نوید نامطلوبی وحشتناک پر شده بودند.

his dreams were often plagued by visions filled with a dark forboding.

رویاهایش اغلب با تصاویری پر از نوید نامطلوبی تاریک آمیخته بودند.

she tried to dismiss the forboding, but it wouldn't go away.

او سعی کرد نوید نامطلوبی را نادیده بگیرد، اما از بین نمی‌رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید