foreshowing

[ایالات متحده]/fɔːˈʃəʊɪŋ/
[بریتانیا]/fɔːrˈʃoʊɪŋ/

ترجمه

v. چیزی را از قبل نشان دادن یا پیش بینی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

foreshowing events

پیش‌نمایش رویدادها

foreshowing signs

پیش‌نمایش نشانه‌ها

foreshowing future

پیش‌نمایش آینده

foreshowing outcomes

پیش‌نمایش نتایج

foreshowing trends

پیش‌نمایش روندها

foreshowing changes

پیش‌نمایش تغییرات

foreshowing possibilities

پیش‌نمایش احتمالات

foreshowing patterns

پیش‌نمایش الگوها

foreshowing warnings

پیش‌نمایش هشدارها

foreshowing clues

پیش‌نمایش سرنخ‌ها

جملات نمونه

his dreams were foreshowing his future success.

رویاهای او نشانه‌ای از موفقیت آینده‌اش بود.

the dark clouds were foreshowing a storm.

ابر‌های تیره نشانه‌ای از طوفان بود.

her sudden illness was foreshowing something serious.

بیماری ناگهانی او نشانه‌ای از یک موضوع جدی بود.

the author's use of symbols was foreshowing the plot twist.

استفاده نویسنده از نمادها نشانه‌ای از پیچش داستان بود.

the signs were foreshowing a change in leadership.

نشانه‌ها نشانه‌ای از تغییر در رهبری بود.

his comments were foreshowing the upcoming challenges.

نظرات او نشانه‌ای از چالش‌های پیش رو بود.

the eerie silence was foreshowing the impending danger.

سکوت عجیب و غریب نشانه‌ای از خطر قریب الوقوع بود.

her intuition was foreshowing a major decision ahead.

شهود او نشانه‌ای از یک تصمیم مهم در پیش بود.

the film's opening scene was foreshowing the climax.

صحنه آغازین فیلم نشانه‌ای از اوج داستان بود.

his warnings were foreshowing the crisis that would follow.

هشدارهايش نشانه‌ای از بحرانی بود که در پیش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید