fullest

[ایالات متحده]/[ˈfʊləst]/
[بریتانیا]/[ˈfʊləst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کامل‌ترین؛ حاوی بیشترین میزان؛ پرظرفیت
adv. به طور کامل؛ کاملاً

عبارات و ترکیب‌ها

fullest extent

به بیشترین حد

fullest potential

ظرفیت بالقوه کامل

fullest bloom

شکوفایی کامل

at their fullest

در اوج خود

fullest capacity

ظرفیت کامل

fullest detail

با بیشترین جزئیات

fullest force

با تمام قدرت

fullest swing

در اوج نوسان

fullest measure

به میزان کامل

feeling fullest

احساس کامل

جملات نمونه

we want to utilize our resources to the fullest extent possible.

ما می‌خواهیم از منابع خود به حداکثر توان خود استفاده کنیم.

she explored the city's culture to its fullest potential.

او فرهنگ شهر را تا حد امکان کشف کرد.

the team played with the fullest enthusiasm and determination.

تیم با بیشترین اشتیاق و قاطعیت بازی کرد.

he expressed his gratitude to the fullest degree.

او قدردانی خود را به بالاترین حد ابراز کرد.

the garden was in full bloom, displaying its fullest beauty.

باغ در شکوفایی کامل بود و از زیبایی کامل خود به نمایش می‌گذاشت.

the restaurant offered a menu showcasing the chef's fullest creativity.

رستوران منویی ارائه داد که خلاقیت کامل سرآشپز را به نمایش می‌گذاشت.

the company aims to reach its fullest market potential.

شرکت قصد دارد به حداکثر پتانسیل بازار خود دست یابد.

the singer performed with the fullest passion on stage.

خواننده با شور کامل روی صحنه اجرا کرد.

the project benefited from the team's fullest commitment.

این پروژه از تعهد کامل تیم بهره‌مند شد.

the software utilizes the computer's memory to its fullest capacity.

نرم‌افزار از حافظه کامپیوتر به حداکثر ظرفیت خود استفاده می‌کند.

the artist captured the scene with the fullest detail.

هنرمند صحنه را با بیشترین جزئیات به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید