gage

[ایالات متحده]/geɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. استفاده از چیزی به عنوان ضمانت یا شرط بندی
n. یک چالش، وثیقه، یک ابزار اندازه گیری
Word Forms
جمعgages

عبارات و ترکیب‌ها

gage pressure

فشار گیج

gage thickness

ضخامت گیج

gage calibration

کالیبراسیون گیج

gage block

بلوک گیج

gage pin

پین گیج

gage tolerance

تحمل گیج

gage instrument

ابزار اندازه‌گیری گیج

gage accuracy

دقت گیج

strain gage

گیج تنش

resistance strain gage

گیج تنش مقاومت

thickness gage

گیج ضخامت

pressure gage

گیج فشار

جملات نمونه

It's difficult to gage one's character.

ارزیابی شخصیت افراد دشوار است.

A thermometer gages the temperature.

یک دماسنج دما را اندازه گیری می کند.

What gage of wire should we use for this job?

چه نوع سیم باید برای این کار استفاده کنیم؟

The fuel gages dropped swiftly.

گیج های سوخت به سرعت افت کردند.

What gage of wire do you require?

به چه نوع سیم نیاز دارید؟

Can you gage what her reaction is likely to be?

آیا می توانید حدس بزنید واکنش او احتمالاً چه خواهد بود؟

gage hole dimeter , hole diameter and overall slot size their have difference tolerance.

قطر سوراخ ، قطر سوراخ و اندازه کلی اسلات تفاوت تحمل دارند.

The new, changed bad - tempered Phines Gage was re2jected by his emp l oyer .

Phines Gage جدید و تغییر یافته با دمای پایین توسط کارفرمایش رد شد.

The key to control flying gage change(FGC) on a tandem cold mill is to deal with the intercoupling between the process variables,such as thickness,stress and so on.

کلید کنترل تغییر گنجشکی پرنده (FGC) در یک کارخانه سرد دوتایی مقابله با کوپلینگ متقابل بین متغیرهای فرآیند، مانند ضخامت، تنش و غیره است.

Boiler's appurtenance: burners which will be suitable for the fuels of the boilers, water treatment devices, pumps, blowers, de-oxygenization devices, heaters, safety devices, water gages;

تجهیزات دیگ بخار: مشعل‌هایی که برای سوخت‌های دیگ‌ها مناسب هستند، دستگاه‌های تصفیه آب، پمپ‌ها، دمنده‌ها، دستگاه‌های حذف اکسیژن، گرم‌کن‌ها، دستگاه‌های ایمنی، نشانگرهای آب;

نمونه‌های واقعی

Mort means dead and gage means to promise or pledge.

مرگ به معنای مرگ است و گِیج به معنای قول یا تعهد.

منبع: VOA Special July 2018 Collection

Ser Guyard Morrigen grew dark with fury. " I will take up the gage, if it please the king" .

سِر گایارد مورریگن با خشم تیره شد. " اگر به میل پادشاه باشد، گِیج را خواهم پذیرفت."

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

With most things you buy you have a pretty good gage in what you're getting for what you pay for.

با بیشتر چیزهایی که می‌خرید، درکی نسبتاً خوب از آنچه به ازای پولی که پرداخت می‌کنید به دست می‌آورید.

منبع: Love Story

A gage of defiance was thrown down to the abolitionists.

یک گِیج نافرمانی به لغو برده‌داری اعلام شد.

منبع: American history

This is stuff you just don't buy very often so you don't have a very good gage on what you should be paying.

اینها مواردی هستند که خیلی زیاد نمی‌خرید، بنابراین درک خوبی از قیمتی که باید بپردازید ندارید.

منبع: Love Story

With no food or females to compete over, these play fights are harmless, but the contests mean each bear can gage the strength of its opponents.

بدون غذا یا زنان برای رقابت، این دعواهای نمایشی بی‌ضرر هستند، اما مسابقات به این معناست که هر خرس می‌تواند قدرت حریفان خود را ارزیابی کند.

منبع: Wild Arctic

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید