gasconades

[ایالات متحده]/ˌɡæskəˈneɪd/
[بریتانیا]/ˌɡæs.kəˈneɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سخن گفتن خودستایانه یا افراطی
v. به خود بالیدن یا خودستایی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gasconade speech

سخنرانی اغراق‌آمیز

gasconade style

سبک اغراق‌آمیز

gasconade boast

خودستایی اغراق‌آمیز

gasconade tale

داستان اغراق‌آمیز

gasconade attitude

حرفه‌ای اغراق‌آمیز

gasconade performance

اجای اغراق‌آمیز

gasconade claim

ادعای اغراق‌آمیز

gasconade remark

اظهار نظر اغراق‌آمیز

gasconade narrative

گزارش اغراق‌آمیز

gasconade display

نمایش اغراق‌آمیز

جملات نمونه

the athlete's gasconade about his victories annoyed his teammates.

خودنمایی ورزشکار در مورد پیروزی‌هایش هم‌تیمی‌هایش را آزار می‌داد.

his gasconade at the party made everyone roll their eyes.

خودنمایی او در مهمانی باعث شد همه چشم‌هایشان را بچرخانند.

she was known for her gasconade, often exaggerating her achievements.

او به خاطر خودنمایی‌اش معروف بود و اغلب دستاورد‌هایش را اغراق می‌کرد.

the politician's gasconade during the debate backfired.

خودنمایی سیاستمدار در طول بحث به ضررش تمام شد.

his gasconade about his wealth was off-putting to many.

خودنمایی او در مورد ثروتش برای بسیاری ناخوشایند بود.

despite his gasconade, he struggled to prove his point.

با وجود خودنمایی‌اش، برای اثبات حرفش تلاش کرد.

her gasconade was entertaining, but it lacked substance.

خودنمایی او سرگرم‌کننده بود، اما فاقد عمق بود.

the gasconade of the celebrity was a hot topic in the tabloids.

خودنمایی چهره مشهور موضوع داغ در نشریات بود.

his gasconade was met with skepticism from the audience.

خودنمایی او با بدبینی از سوی مخاطبان مواجه شد.

she dismissed his gasconade as mere bravado.

او خودنمایی او را صرفاً اعتماد به نفس بی‌اساس خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید