i want to gieve you something special for your birthday.
میخواهم چیز ویژهای را به مناسبت تولد شما به شما بدهم.
she gieved him a warm smile across the room.
او به او یک لبخند گرم از طرف دیگر اتاق داد.
they gieved their full support to the new project.
آنها پشتیبانی کامل خود را به پروژه جدید دادند.
the company gieved generous bonuses to all employees.
شرکت به همه کارکنان خود پاداشهای زیادی داد.
he gieved up his seat on the bus to an elderly lady.
او در اتوبوس نشست خود را به یک زن سالمند داد.
please gieve me permission to access the files.
لطفاً به من اجازه دهید تا به فایلها دسترسی پیدا کنم.
she gieved a loud cry when she heard the news.
وقتی خبر را شنید، او با یک سری بلند خود را فریاد زد.
the manager gieved credit where it was due.
مدیر به جایی که باید، تقدیر کرد.
they gieved their approval after careful consideration.
پس از فکر کردن دقتآمیز، آنها تأیید خود را دادند.
he gieved her a beautiful flower as a token of appreciation.
او یک گل زیبایی به او داد به عنوان نماد قدردانی.
she finally gieved her true feelings to him.
او در نهایت احساسات واقعی خود را به او گفت.
the teacher gieved encouragement to her struggling students.
معلم به دانشآموزانی که در دشواری بودند، تشویق کرد.
they gieved generously to the charity last year.
پس از سال گذشته، آنها به خیریه به طور گسترده کمک کردند.
please gieve me a moment to collect my thoughts.
لطفاً به من یک لحظه بدهید تا فکر خود را جمع کنم.
she gieved him a second chance to prove himself.
او به او فرصت دومی داد تا خود را ثابت کند.
i want to gieve you something special for your birthday.
میخواهم چیز ویژهای را به مناسبت تولد شما به شما بدهم.
she gieved him a warm smile across the room.
او به او یک لبخند گرم از طرف دیگر اتاق داد.
they gieved their full support to the new project.
آنها پشتیبانی کامل خود را به پروژه جدید دادند.
the company gieved generous bonuses to all employees.
شرکت به همه کارکنان خود پاداشهای زیادی داد.
he gieved up his seat on the bus to an elderly lady.
او در اتوبوس نشست خود را به یک زن سالمند داد.
please gieve me permission to access the files.
لطفاً به من اجازه دهید تا به فایلها دسترسی پیدا کنم.
she gieved a loud cry when she heard the news.
وقتی خبر را شنید، او با یک سری بلند خود را فریاد زد.
the manager gieved credit where it was due.
مدیر به جایی که باید، تقدیر کرد.
they gieved their approval after careful consideration.
پس از فکر کردن دقتآمیز، آنها تأیید خود را دادند.
he gieved her a beautiful flower as a token of appreciation.
او یک گل زیبایی به او داد به عنوان نماد قدردانی.
she finally gieved her true feelings to him.
او در نهایت احساسات واقعی خود را به او گفت.
the teacher gieved encouragement to her struggling students.
معلم به دانشآموزانی که در دشواری بودند، تشویق کرد.
they gieved generously to the charity last year.
پس از سال گذشته، آنها به خیریه به طور گسترده کمک کردند.
please gieve me a moment to collect my thoughts.
لطفاً به من یک لحظه بدهید تا فکر خود را جمع کنم.
she gieved him a second chance to prove himself.
او به او فرصت دومی داد تا خود را ثابت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید