| جمع | gobshites |
absolute gobshite
کاملاً یک گوسیت
complete gobshite
کاملاً یک گوسیت
total gobshite
کاملاً یک گوسیت
gobshite excuse
عذر گوسیت
acting the gobshite
رفتار کردن مانند گوسیت
gobshite behavior
رفتار گوسیت
stop being a gobshite
دیگر مانند گوسیت رفتار نکن
you gobshite
تو یک گوسیت
gobshite remarks
توضیحات گوسیت
silly gobshite
گوسیت گوشه گرد
that gobshite never shows up on time.
این گوبلیت هرگز به موقع نمیآید.
don't be such a gobshite!
چنین گوبلیتی نباش!
the gobshite driver cut me off again.
رانندهی گوبلیت دوباره من را قطع کرد.
he's a complete gobshite but somehow successful.
او یک گوبلیت کامل است اما به نوعی موفق شده است.
some gobshite parked in my spot.
یک گوبلیت در جای من پارک کرد.
i can't believe i listened to that gobshite.
نمیتونم باورم که به گوبلیتی گوش دادم.
the gobshite next door plays music too loud.
گوبلیتی که در کنار من زندگی میکند موسیقی را خیلی بلند میزنه.
she's acting like a total gobshite today.
او امروز مثل یک گوبلیت کامل رفتار میکند.
that gobshite owes me money.
این گوبلیت به من پول بدهکار است.
why did you invite that gobshite?
چرا این گوبلیت را دعوت کردی؟
the gobshite at the store was incredibly rude.
گوبلیتی که در فروشگاه بود خیلی نامناسب رفتار کرد.
every gobshite thinks they're an expert on everything.
همهی گوبلیتها فکر میکنند که در هر چیزی متخصص هستند.
that gobshite made a fool of himself at the party.
این گوبلیت در جشن حمق زد.
absolute gobshite
کاملاً یک گوسیت
complete gobshite
کاملاً یک گوسیت
total gobshite
کاملاً یک گوسیت
gobshite excuse
عذر گوسیت
acting the gobshite
رفتار کردن مانند گوسیت
gobshite behavior
رفتار گوسیت
stop being a gobshite
دیگر مانند گوسیت رفتار نکن
you gobshite
تو یک گوسیت
gobshite remarks
توضیحات گوسیت
silly gobshite
گوسیت گوشه گرد
that gobshite never shows up on time.
این گوبلیت هرگز به موقع نمیآید.
don't be such a gobshite!
چنین گوبلیتی نباش!
the gobshite driver cut me off again.
رانندهی گوبلیت دوباره من را قطع کرد.
he's a complete gobshite but somehow successful.
او یک گوبلیت کامل است اما به نوعی موفق شده است.
some gobshite parked in my spot.
یک گوبلیت در جای من پارک کرد.
i can't believe i listened to that gobshite.
نمیتونم باورم که به گوبلیتی گوش دادم.
the gobshite next door plays music too loud.
گوبلیتی که در کنار من زندگی میکند موسیقی را خیلی بلند میزنه.
she's acting like a total gobshite today.
او امروز مثل یک گوبلیت کامل رفتار میکند.
that gobshite owes me money.
این گوبلیت به من پول بدهکار است.
why did you invite that gobshite?
چرا این گوبلیت را دعوت کردی؟
the gobshite at the store was incredibly rude.
گوبلیتی که در فروشگاه بود خیلی نامناسب رفتار کرد.
every gobshite thinks they're an expert on everything.
همهی گوبلیتها فکر میکنند که در هر چیزی متخصص هستند.
that gobshite made a fool of himself at the party.
این گوبلیت در جشن حمق زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید