| جمع | gougers |
price gouger
تورمگر
gouger law
قانون ضد تورمگر
gouger tactics
تاکتیکهای تورمگر
gouger alert
هشدار تورمگر
gouger behavior
رفتار تورمگر
gouger complaint
شکایت از تورمگر
gouger pricing
قیمتگذاری تورمگر
gouger fines
جریمه تورمگر
gouger warning
هشدار تورمگر
gouger investigation
تحقیقات مربوط به تورمگر
the gouger took advantage of unsuspecting customers.
خریدار بیاحتیاط را فریب داد.
many people consider him a gouger for his high prices.
بسیاری از مردم او را به دلیل قیمتهای بالای او یک سودجوی پست میدانند.
don't be a gouger; treat your clients fairly.
سودجوی پست نباشید؛ با مشتریان خود منصفانه رفتار کنید.
the gouger's tactics were exposed by the media.
حملات سودجوی پست توسط رسانه ها افشا شد.
she felt like a gouger when she raised her prices.
وقتی قیمتها را افزایش داد، احساس کرد که یک سودجوی پست است.
it's unethical to be a gouger in business.
در کسب و کار، سودجوی پست بودن غیر اخلاقی است.
the gouger was banned from the market for fraud.
سودجوی پست به دلیل کلاهبرداری از بازار منع شد.
people often call him a gouger for his outrageous fees.
مردم اغلب او را به دلیل هزینه های عجیب و غریبش یک سودجوی پست صدا می کنند.
the gouger's reputation suffered after the scandal.
بعد از رسوایی، شهرت سودجوی پست آسیب دید.
being labeled a gouger can ruin a business.
برچیده شدن به عنوان یک سودجوی پست می تواند یک کسب و کار را نابود کند.
price gouger
تورمگر
gouger law
قانون ضد تورمگر
gouger tactics
تاکتیکهای تورمگر
gouger alert
هشدار تورمگر
gouger behavior
رفتار تورمگر
gouger complaint
شکایت از تورمگر
gouger pricing
قیمتگذاری تورمگر
gouger fines
جریمه تورمگر
gouger warning
هشدار تورمگر
gouger investigation
تحقیقات مربوط به تورمگر
the gouger took advantage of unsuspecting customers.
خریدار بیاحتیاط را فریب داد.
many people consider him a gouger for his high prices.
بسیاری از مردم او را به دلیل قیمتهای بالای او یک سودجوی پست میدانند.
don't be a gouger; treat your clients fairly.
سودجوی پست نباشید؛ با مشتریان خود منصفانه رفتار کنید.
the gouger's tactics were exposed by the media.
حملات سودجوی پست توسط رسانه ها افشا شد.
she felt like a gouger when she raised her prices.
وقتی قیمتها را افزایش داد، احساس کرد که یک سودجوی پست است.
it's unethical to be a gouger in business.
در کسب و کار، سودجوی پست بودن غیر اخلاقی است.
the gouger was banned from the market for fraud.
سودجوی پست به دلیل کلاهبرداری از بازار منع شد.
people often call him a gouger for his outrageous fees.
مردم اغلب او را به دلیل هزینه های عجیب و غریبش یک سودجوی پست صدا می کنند.
the gouger's reputation suffered after the scandal.
بعد از رسوایی، شهرت سودجوی پست آسیب دید.
being labeled a gouger can ruin a business.
برچیده شدن به عنوان یک سودجوی پست می تواند یک کسب و کار را نابود کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید