handbow respectfully
پرستاری با احترام
handbowed politely
با لطف پرستاری کرد
handbowing gracefully
با زیبایی پرستاری میکند
handbows elegantly
به طور زیبایی پرستاری میکند
handbow in greeting
در سلام پرستاری
handbowed to honor
برای احترام پرستاری کرد
handbowing in respect
با احترام پرستاری میکند
handbows in deference
با تواضع پرستاری میکند
handbow with grace
با زیبایی پرستاری
handbowed reverently
با عظمت پرستاری کرد
hunters still use handbows in remote areas.
شکارچیان هنوز در مناطق دورافتاده از کمان دستی استفاده می کنند.
archers practice daily with their handbows.
کمانچه ها روزانه با کمان دستی خود تمرین می کنند.
ancient warriors relied on handbows for defense.
نبردکشیان باستانی از کمان دستی برای دفاع استفاده می کردند.
the museum displays rare handbows from the 18th century.
موزه کمان دستی نادری از قرن هجدهم را نمایش می دهد.
handbows require years of dedicated practice to master.
برای تسلط بر کمان دستی سال ها تمرین ویژه لازم است.
children learn basic archery using small handbows.
کودکان با استفاده از کمان دستی کوچک، شیرجه پایه را یاد می گیرند.
modern handbows are made from composite materials.
کمان دستی مدرن از مواد مرکب ساخته شده اند.
the craftsman carefully strings each handbow by hand.
هر کمان دستی را فرد صنعتگر به دقت با دست کشیده می کند.
handbows offer a quiet alternative to firearms.
کمان دستی یک گزینه آرام تر نسبت به سلاح های گرم است.
competitors in traditional archery use handbows exclusively.
شرکت کنندگان در شیرجه سنتی تنها از کمان دستی استفاده می کنند.
hunters prefer handbows for their stealth and precision.
شکارچیان از کمان دستی به دلیل پنهانی و دقت آنها ترجیح می دهند.
the artist creates detailed paintings of handbows and arrows.
هنرمند نقاشی های جزئیات زیادی از کمان دستی و فلکه ایجاد می کند.
handbow respectfully
پرستاری با احترام
handbowed politely
با لطف پرستاری کرد
handbowing gracefully
با زیبایی پرستاری میکند
handbows elegantly
به طور زیبایی پرستاری میکند
handbow in greeting
در سلام پرستاری
handbowed to honor
برای احترام پرستاری کرد
handbowing in respect
با احترام پرستاری میکند
handbows in deference
با تواضع پرستاری میکند
handbow with grace
با زیبایی پرستاری
handbowed reverently
با عظمت پرستاری کرد
hunters still use handbows in remote areas.
شکارچیان هنوز در مناطق دورافتاده از کمان دستی استفاده می کنند.
archers practice daily with their handbows.
کمانچه ها روزانه با کمان دستی خود تمرین می کنند.
ancient warriors relied on handbows for defense.
نبردکشیان باستانی از کمان دستی برای دفاع استفاده می کردند.
the museum displays rare handbows from the 18th century.
موزه کمان دستی نادری از قرن هجدهم را نمایش می دهد.
handbows require years of dedicated practice to master.
برای تسلط بر کمان دستی سال ها تمرین ویژه لازم است.
children learn basic archery using small handbows.
کودکان با استفاده از کمان دستی کوچک، شیرجه پایه را یاد می گیرند.
modern handbows are made from composite materials.
کمان دستی مدرن از مواد مرکب ساخته شده اند.
the craftsman carefully strings each handbow by hand.
هر کمان دستی را فرد صنعتگر به دقت با دست کشیده می کند.
handbows offer a quiet alternative to firearms.
کمان دستی یک گزینه آرام تر نسبت به سلاح های گرم است.
competitors in traditional archery use handbows exclusively.
شرکت کنندگان در شیرجه سنتی تنها از کمان دستی استفاده می کنند.
hunters prefer handbows for their stealth and precision.
شکارچیان از کمان دستی به دلیل پنهانی و دقت آنها ترجیح می دهند.
the artist creates detailed paintings of handbows and arrows.
هنرمند نقاشی های جزئیات زیادی از کمان دستی و فلکه ایجاد می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید