haystack

[ایالات متحده]/'heɪstæk/
[بریتانیا]/'hestæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توده‌ای از علف خشک یا کاه.

عبارات و ترکیب‌ها

farm haystack

توده علوفه مزرعه

rustic haystack

توده علوفه روستایی

جملات نمونه

Monet's ethereal descriptions of haystacks and water lilies.

توصیفات فرازمینی مونت از توده های علف و نیلوفرهای آبی.

Some sparks from a passing train set the haystack on fire.

جرقه های ناشی از یک قطار عبوری، توده علف را به آتش کشید.

finding a needle in a haystack

یافتن یک سوزن در یک توده علف

searching for a needle in a haystack

جستجو برای یافتن یک سوزن در یک توده علف

like looking for a needle in a haystack

مانند جستجوی یک سوزن در یک توده علف

lost in a haystack

گم شدن در یک توده علف

a haystack in a field

یک توده علف در مزرعه

haystack in the barn

توده علف در طویله

haystack on the farm

توده علف در مزرعه

haystacks scattered in the meadow

توده های علف پراکنده در چمنزار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید