| جمع | hee-haws |
hee-hawing donkey
اسب بغل
hee-haw sound
صوت بغل
hee-hawed loudly
بغل زد زیاد
hear a hee-haw
یک بغل بشنوا
like a hee-haw
مثل بغل
hee-hawing farm
مزرعه بغل
hee-haw echo
پرتوه بغل
hee-hawing animal
حیوان بغل
hee-hawing contest
مسابقه بغل زدن
hee-hawing laughter
خنده بغل
the donkey let out a loud hee-haw as it pulled the cart.
حیوان خیمهای با صدای بلندی هههههه کرد در حالی که دوچرخه را کشید.
we heard a hee-haw echoing across the open fields.
ما یک صدای هههههه را از میدانهای گسترده شنیدیم.
the children giggled at the hee-haw of the farm animal.
کودکان به صدای هههههه حیوان کشاورزی خندهاند.
a hee-haw startled the birds in the nearby trees.
یک صدای هههههه پرندگان در درختان نزدیک را شوک زد.
the farmer recognized the hee-haw of his own donkey.
کشاورز صدای هههههه خیمهای خود را شناسایی کرد.
the hee-haw bounced off the canyon walls.
صدای هههههه از دیوارهای وادی بازتاب یافت.
he imitated the hee-haw, making everyone laugh.
او صدای هههههه را تقلید کرد و باعث خنده همه شد.
the sound of a hee-haw filled the morning air.
صدای هههههه هوا را در صبح پر کرد.
a distant hee-haw signaled the presence of a donkey.
یک صدای هههههه دور از حضور یک خیمهای اعلام کرد.
the hee-haw was a familiar sound on the farm.
صدای هههههه یک صدای آشنا در کشاورزی بود.
she remembered the hee-haw from her childhood visits.
او صدای هههههه را از بازدیدهای کودکی خود به یاد میآورد.
hee-hawing donkey
اسب بغل
hee-haw sound
صوت بغل
hee-hawed loudly
بغل زد زیاد
hear a hee-haw
یک بغل بشنوا
like a hee-haw
مثل بغل
hee-hawing farm
مزرعه بغل
hee-haw echo
پرتوه بغل
hee-hawing animal
حیوان بغل
hee-hawing contest
مسابقه بغل زدن
hee-hawing laughter
خنده بغل
the donkey let out a loud hee-haw as it pulled the cart.
حیوان خیمهای با صدای بلندی هههههه کرد در حالی که دوچرخه را کشید.
we heard a hee-haw echoing across the open fields.
ما یک صدای هههههه را از میدانهای گسترده شنیدیم.
the children giggled at the hee-haw of the farm animal.
کودکان به صدای هههههه حیوان کشاورزی خندهاند.
a hee-haw startled the birds in the nearby trees.
یک صدای هههههه پرندگان در درختان نزدیک را شوک زد.
the farmer recognized the hee-haw of his own donkey.
کشاورز صدای هههههه خیمهای خود را شناسایی کرد.
the hee-haw bounced off the canyon walls.
صدای هههههه از دیوارهای وادی بازتاب یافت.
he imitated the hee-haw, making everyone laugh.
او صدای هههههه را تقلید کرد و باعث خنده همه شد.
the sound of a hee-haw filled the morning air.
صدای هههههه هوا را در صبح پر کرد.
a distant hee-haw signaled the presence of a donkey.
یک صدای هههههه دور از حضور یک خیمهای اعلام کرد.
the hee-haw was a familiar sound on the farm.
صدای هههههه یک صدای آشنا در کشاورزی بود.
she remembered the hee-haw from her childhood visits.
او صدای هههههه را از بازدیدهای کودکی خود به یاد میآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید