bray

[ایالات متحده]/breɪ/
[بریتانیا]/breɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای بلند و خشن الاغ
vi. صدای بلند و خشن الاغ را درآوردن؛ صدای بلند و خشن درآوردن
vt. با صدای بلند و خشن صحبت کردن؛ به شدت ضربه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

bray with laughter

خنده با صدای بلند

bray in frustration

ناله از سر ناامیدی

جملات نمونه

The donkey began to bray loudly in the field.

شتر در مزرعه با صدای بلند شروع به نالیدن کرد.

He could hear the bray of the donkey from a distance.

او می‌توانست صدای ناله شتر را از دور بشنود.

The loud bray of the donkey woke up the entire village.

صدای بلند ناله شتر کل روستا را از خواب بیدار کرد.

The donkey's bray echoed through the valley.

صدای ناله شتر در دره طنین انداز شد.

The annoying bray of the donkey interrupted the peaceful afternoon.

صدای ناله آزاردهنده شتر بعد از ظهر آرام را مختل کرد.

The bray of the donkey could be heard from miles away.

می‌توانست صدای ناله شتر را از مایل‌ها دور بشنود.

She imitated the donkey's bray for a comedic effect.

او برای ایجاد یک اثر خنده‌دار صدای ناله شتر را تقلید کرد.

The bray of the donkey was a familiar sound on the farm.

صدای ناله شتر صدایی آشنا در مزرعه بود.

The donkey's bray was a signal that it was feeding time.

صدای ناله شتر نشانه‌ای بود که وقت غذا دادن است.

The bray of the donkey filled the air with its unique sound.

صدای ناله شتر هوا را با صدای منحصر به فردش پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید