held-back

[ایالات متحده]/[held bæk]/
[بریتانیا]/[held bæk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محدود شده؛ پشتکرانه؛ ناگوی؛ نگه داشته شده؛ بازگردانده شده.
v. (گذشته شده حرف hold back) محدود شده؛ پشتکرانه؛ ناگوی؛ (گذشته شده حرف hold back) نگه داشته شده؛ بازگردانده شده.

عبارات و ترکیب‌ها

held-back tears

گریه‌های بازگشتی

held-back anger

ناراحتی بازگشتی

held-back information

اطلاعات بازگشتی

held-back progress

پیشرفت بازگشتی

held-back breath

نفس بازگشتی

being held-back

بازگشتی بودن

held-back success

موفقیت بازگشتی

held-back feelings

احساسات بازگشتی

held-back potential

پتانسیل بازگشتی

held-back development

توسعه بازگشتی

جملات نمونه

she felt held-back by the company's rigid policies.

او احساس می‌کرد که به دلیل سیاست‌های سخت‌گیرانه شرکت محدود شده است.

the team's potential was held-back by a lack of resources.

پتانسیل تیم به دلیل کمبود منابع محدود شده بود.

he had a held-back ambition to become a doctor.

او داشت امیدی که محدود شده بود برای شدن پزشک.

the project was held-back due to unforeseen circumstances.

پروژه به دلیل شرایط غیر منتظره محدود شده بود.

despite her talent, she felt held-back in her career.

با وجود مهارت‌هایش، او احساس می‌کرد در کارش محدود شده است.

the investigation was held-back to protect the suspect.

تحقيقات به منظور حفظ مظنون محدود شده بود.

he gave a held-back response to the difficult question.

او به سوال دشوار پاسخی محدود داد.

the news was held-back from the public for several days.

خبر به مدت چند روز از عموم پنهان شده بود.

the company's growth was held-back by regulatory hurdles.

رشد شرکت به دلیل موانع قانونی محدود شده بود.

she had a held-back fear of flying.

او داشت یک ترس محدود از پرواز.

the development was held-back pending further review.

توسعه تا زمان بررسی بیشتر محدود شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید