hermitically

[ایالات متحده]/ˈhɜːmɪtɪkli/
[بریتانیا]/ˈhɜːrmɪtɪkli/

ترجمه

adv. به حال گوشه‌گیر؛ مانند یک گوشه‌گیر

جملات نمونه

the laboratory equipment was hermetically sealed to prevent contamination.

تجهیزات آزمایشگاهی به منظور جلوگیری از آلودگی، به صورت دربسته و محکم بسته شده بود.

the bunker was built hermetically sealed against chemical attacks.

این پناهگاه در برابر حملات شیمیایی به صورت دربسته و محکم ساخته شده بود.

fresh produce is packaged hermetically to extend shelf life.

محصولات تازه برای افزایش ماندگاری به صورت دربسته و محکم بسته‌بندی می‌شوند.

the ancient tomb remained hermetically sealed for thousands of years.

این مقبره باستانی برای هزاران سال به صورت دربسته و محکم باقی مانده بود.

scientists work in a hermetically controlled clean room environment.

دانشمندان در یک محیط آزمایشگاه تمیز با کنترل دربسته و محکم کار می‌کنند.

the submarine must remain hermetically sealed underwater.

زیردریایی باید در زیر آب به صورت دربسته و محکم باقی بماند.

valuable documents were stored hermetically in the vault.

اسناد با ارزش در خزانه به صورت دربسته و محکم نگهداری می‌شدند.

the beehive design keeps the colony hermetically isolated from pests.

طراحی کندو کلنی را به صورت دربسته و محکم از آفات جدا نگه می‌دارد.

emergency rations are hermetically sealed for disaster preparedness.

خوراک اضطراری برای آمادگی در برابر فاجعه به صورت دربسته و محکم بسته‌بندی می‌شود.

the reactor chamber is hermetically enclosed for safety protocols.

اتاق رآکتور برای رعایت پروتکل‌های ایمنی به صورت دربسته و محکم محصور شده است.

samples are kept hermetically preserved in the archive.

نمونه‌ها در بایگانی به صورت دربسته و محکم حفظ می‌شوند.

the time capsule was hermetically secured for future generations.

کپسول زمان برای نسل‌های آینده به صورت دربسته و محکم ایمن شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید