heure

[ایالات متحده]/œʁ/
[بریتانیا]/œʁ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحدی از زمان که برابر 60 دقیقه است؛ یکی از 24 قسمت مساوی روز.
شکل‌های واژه
جمعheures

جملات نمونه

what heure is it now?

ساعت چه جوری است؟

the meeting starts at the scheduled heure.

جلسه در ساعت مقرر شروع می‌شود.

rush heure brings heavy traffic to the city.

ساعت رفت و آمد ترافیک زیادی به شهر می‌آورد.

we arrived at the cinema ahead of heure.

ما قبل از ساعت به سینما رسیدیم.

the museum's visiting heures are from ten to five.

ساعات بازدید موزه از ده تا پنج است.

she finished her work at a late heure yesterday.

او کارش را روز گذشته در ساعتی دیرانه تمام کرد.

they were paid extra for working during the holiday heure.

آنها به خاطر کار کردن در ساعت تعطیلی پرداخته شدند.

business heures vary depending on the season.

ساعات کاری بستگی به فصل دارد.

please call me during reasonable heures only.

لطفاً فقط در ساعات معقول به من تماس بگیرید.

the last heure news reported a major breakthrough.

خبر آخرین ساعت یک پیشرفت بزرگ را گزارش داد.

he has been waiting since the early heure of morning.

او از ساعت زودبیداری صبح منتظر می‌ماند.

the doctor receives patients during consultation heures.

پزشک در ساعات مشاوره بیماران را دریافت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید