seconde

[ایالات متحده]/sɪ'kɒnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکتی دفاعی در شمشیربازی.

جملات نمونه

I seconded the nomination.

من از پیشنهاد حمایت کردم.

Bridgeman seconded Maxwell's motion calling for the reform.

بریجمن از پیشنهاد مکسیول برای درخواست اصلاح حمایت کرد.

I was seconded to a public relations unit.

من به بخش روابط عمومی منتقل شدم.

her view is seconded by most Indian leaders today.

دیدگاه او توسط اکثر رهبران هندی امروز تایید شده است.

so well was he seconded by the multitude of labourers at his command.

او به خوبی توسط انبوه کارگرانی که به دستور او بودند، پشتیبانی شد.

Someone will have to be seconded from another department to do this work.

کسی باید از یک بخش دیگر منتقل شود تا این کار را انجام دهد.

D’accord, d’accord, une seconde, j’arrive!

D’accord, d’accord, une seconde, j’arrive!

After fifteen years of teaching,he was seconded to the Ministry of Education to advise them on school planning.

پس از پانزده سال تدریس، او برای مشورت با آنها در مورد برنامه ریزی مدرسه به وزارت آموزش و پرورش منتقل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید