hulk

[ایالات متحده]/hʌlk/
[بریتانیا]/hʌlk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کشتی دور انداخته شده; یک کشتی دست و پا چلفتی; بدنه یک کشتی

vi. به نظر رسیدن مانند یک شکل کلان; بزرگ به نظر آمدن
Word Forms
قسمت سوم فعلhulked
جمعhulks
صفت یا فعل حال استمراریhulking
زمان گذشتهhulked
شکل سوم شخص مفردhulks

عبارات و ترکیب‌ها

incredible hulk

غول باورنکردنی

hulk smash

هulk نابود می‌کند

hulk movie

فیلم hulk

جملات نمونه

a hulking young man.

یک مرد جوان تنومند

the hulk of an old ship

بدنه یک کشتی قدیمی

hulks of abandoned machinery.

بدنه‌های ماشین‌آلات رها شده.

a six-foot hulk of a man .

یک مرد تنومند با قد شش فوت

a hulking great parcel

یک بسته بزرگ و تنومند

The big truck hulked out of the fog.

کامیون بزرگ از میان مه بیرون آمد.

car hulks were recycled into new steel.

بدنه ماشین‌های فرسوده به فولاد جدید بازیافت شد.

We can't move that hulking great desk on our own.

ما نمی‌توانیم آن میز بزرگ و تنومند را به تنهایی جابجا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید