imminentness

[ایالات متحده]/ˈɪmɪnəntnəs/
[بریتانیا]/ˈɪmɪnəntnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن فوری؛ واقعیت یا شرایط بودن آماده اتفاق افتادن
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the imminentness

نزدیکی

imminentness of

نزدیکی به

growing imminentness

افزایش نزدیکی

obvious imminentness

نزدیکی واضح

mere imminentness

نزدیکی خالص

their imminentness

نزدیکی آنها

this imminentness

این نزدیکی

such imminentness

چنین نزدیکی

imminentness itself

نزدیکی خود

imminentnesses of

نزدیکی های

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید