jactation

[ایالات متحده]/ˌdʒækˈteɪʃən/
[بریتانیا]/ˌdʒækˈteɪʃən/

ترجمه

n. عمل خودستایی یا ادعای دروغین؛ بی قراری یا پرتاب کردن؛ بزرگنمایی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

jactation of claims

اظهار ادعاها

jactation of rights

اظهار حقوق

jactation of title

اظهار عنوان

jactation of possession

اظهار مالکیت

jactation in court

اظهار در دادگاه

jactation of reputation

اظهار شهرت

jactation of status

اظهار وضعیت

jactation of ownership

اظهار مالکیت

jactation of assets

اظهار دارایی‌ها

jactation of authority

اظهار اقتدار

جملات نمونه

his constant jactation about his achievements annoyed everyone.

اظهارات مداوم او درباره دستاوردهای خود همه را آزار می داد.

she was tired of his jactation during the meetings.

او از اظهارات او در طول جلسات خسته شده بود.

the jactation of the athlete was seen as unprofessional.

اظهارات ورزشکار غیرحرفه ای تلقی می شد.

his jactation about wealth did not impress his friends.

اظهارات او درباره ثروت دوستانش را تحت تاثیر قرار نداد.

she often engages in jactation to boost her self-esteem.

او اغلب برای افزایش اعتماد به نفس خود به اظهارات می پردازد.

the jactation of the team leader created a toxic environment.

اظهارات مدیر تیم یک محیط سمی ایجاد کرد.

his jactation about his travels made others feel inferior.

اظهارات او درباره سفرش باعث می شد دیگران احساس حقارت کنند.

jactation can often backfire and lead to resentment.

اظهارات اغلب می تواند به ضرر خود تمام شود و منجر به نارضایتی شود.

people generally dislike jactation in social situations.

مردم معمولاً اظهارات را در موقعیت های اجتماعی دوست ندارند.

his jactation about his education was seen as pretentious.

اظهارات او درباره تحصیلاتش را متظاهرانه می دیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید