judder effect
اثر لرزش
the steering wheel juddered in his hand.
فرمان در دست او میلرزید.
after a juddering landing the cranky plane eased up the runway.
پس از یک فرود لرزان، هواپیمای بداخلاق به آرامی در مسیر فرود آمد.
judder effect
اثر لرزش
the steering wheel juddered in his hand.
فرمان در دست او میلرزید.
after a juddering landing the cranky plane eased up the runway.
پس از یک فرود لرزان، هواپیمای بداخلاق به آرامی در مسیر فرود آمد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید